نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |

به گزارش خبرگزاري فارس به نقل از روابط عمومي سپاه پاسداران بر پايه گزارش قرارگاه حمزه سيد الشهدا، رزمندگان نيروي زميني سپاه در يك عمليات غافلگيرانه و با استفاده از اقدامات اطلاعاتي دقيق، يك تيم از عناصر پژاك كه قصد ناامن سازي و انجام عمليات خرابكارانه در منطقه را داشت به دام انداخته و به طور كامل منهدم كردند.
فرمانده قرارگاه حمزه سيد الشهدا با تشريح جزييات اين عمليات،گفت:در اين درگيري كه در ساعت 50/16 بعد از ظهر دوشنبه هفتم اسفند ماه در منطقه عمومي «صوماي براروست» به وقوع پيوست، سه نفر از فرماندهان گروهك ضد انقلاب پژاك كه از سوي بيگانگان و دشمنان اسلام ماموريتهاي مختلفي در جهت بر هم زدن امنيت شمالغرب در كشور به عهده داشتند، كشته و جنازهشان به دست يگانهاي عملياتي خودي افتاد.
وي افزود: به دنبال كشته شدن اين فرماندهان در اسناد كشف شده به جا مانده از اشرار طرحهاي عملياتي آنها براي ايجاد ناامني در منطقه شمالغرب لو رفت.
حسن رستگار پناه تصريح كرد:در جريان يورش رزمندگان نيروي زميني سپاه به اشرار تعداد زيادي از مزدوران پژاك نيز زخمي و در منطقه مخفي شدهاند كه عمليات گسترده كاوش و جستجو براي پيدا كردن اين افراد و پاكسازي كامل منطقه از لوث وجود عناصر ضد انقلاب ادامه دارد.
وي خاطرنشان كرد: رزمندگان اسلام در اين عمليات علاوه بر وارد آوردن ضربات مهلك به نيروهاي گروهك پژاك بخش عمدهاي از تجهيزات و امكانات اشرار را به غنيمت گرفتند.
فرمانده قرارگاه حمزه سيد الشهدا اظهار داشت: در جريان عمليات رزمي چند روز گذشته در منطقه شمالغرب، افراد ضد انقلاب متحمل ضربات سهمگين و سنگيني شده و سازماندهي اين گروهك به هم ريخت.
وي گفت: «آفات» كه در ميان مزدوران وابسته به پژاك به «دكتر آفات» مشهور بود و جنازهاش همراه ساير معدومين در صحنه درگيري به جامانده، مسئول منطقه شمالغرب و مسئول قبلي قرارگاه شمال پژاك بود و مسئوليت چند عمليات خرابكارانه در منطقه و ايجاد رعب و وحشت ميان مردم شهيد پرور را به عهده داشت.
وي افزود:« آفات» اين بار با هوشياري نيروهاي خودي در كمين رزمندگان پرتوان قرارگاه حمزه سيد الشهدا گرفتار شد و قبل از طراحي و انجام عمليات خرابكارانه و ايجاد ناامني در منطقه به هلاكت رسيد و بار ديگر توطئههاي دشمنان اسلام با رشادت رزمندگان اسلام خنثي شد.
وي در پايان يادآور شد: عمليات يگانهاي قرارگاه حمزه سيد الشهداء تا پاكسازي كامل منطقه از اشرار وابسته به استكبار جهاني و بيگانگان ادامه خواهد داشت.
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |
جايگاه ارزشها در عصر امام حسين عليه السلام
نهضت امام حسين عليه السلام پديدهاى عميق، چند ماهيتى و چند لايه است چرا كه عوامل متعددى در آن دخالت دارند. برخى علت قيام حضرت را امتناع از بيعت يزيد مىدانند و بعضى ديگر امر به معروف و نهى از منكر، و عدهاى هم دعوت كوفيان و تشكيل حكومت را علةالعلل قيام ذكر مىكنند و...
ادامه مطلب
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |

زينب نواده رسول الله (ص) است، مشعلي که راه را براي مبارزان راه عقيده ، روشن نمود.
زينب دختر علي (ع) است، بانويي قهرمان که آتش قيام برعليه باطل را برافروخت.
و زينب (ع) خواهر حسنين است، قهرماني که در حرکتي جاودان به گستره تاريخ اسوه شد....
ادامه مطلب
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |
|
بيانيه قرارگاه حمزه درباره شهادت فرمانده لشگر3 نيروي مخصوص ؟!!! |
|
فرمانده قرارگاه حمزه سيدالشهدا با صدور اطلاعيهاي در اينباره آورده است: با دريافت خبر نفوذ تعدادي از عناصر ضد انقلاب به خاك جمهوري اسلامي ايران در مناطق مرزي شهرستان خوي رزمندگان هميشه پيروز قرارگاه حمزه سيدالشهدا در 4 اسفند ماه سال جاري موفق شدند در يك عمليات غافلگيرانه با پشتيباني هوانيروز و يگانهاي توپخانهي سپاه به مواضع ضد انقلاب كه در درههاي شهرستان خوي مخفي شده بودند، يورش برده و تعداد كثيري از ضد انقلاب را به هلاكت برسانند. بر اساس اعلام سردار رستگارپناه در اين عمليات كه سردار قهاري سعيد فرمانده لشگر 3 نيروي مخصوص حمزه سيدالشهدا و سردار درستي فرمانده تيپ 2 لشگر 3 نيروي مخصوص حمزه به همراه 12 تن ديگر از رزمندگان ارتش و سپاه كه با يك چرخبال 214 ارتش جمهوري اسلامي در حال شناسايي مواضع ضد انقلاب و هدايت نيروهاي خودي بودند در اثر سانحهي سقوط چرخبال به فيض شهادت نائل آمدند.
فقط در اینجا باید معلوم شود که کار ، کار ضد انقلاب بوده یا یک سانحه طبیعی می باشد ؟؟؟ |
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |

|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
| ||
|
|
|
يكى از زيارتهاى سيدالشهداعليه السلاماستكه آن حضرت را بهعنوان وارث آدم، نوح، ابراهيم، موسى، عيسى، محمد، على، فاطمه زهرا،وخديجه كبرى خطاب مىكند. زيارت وارث از امامصادق عليه السلام روايت شده (27) و همراه آداب خاصى است و فضيلت بسيار دارد.
«زيارت وارث به زائر مىآموزد كه اسلام امامت ورسالت تاريخى اديان توحيدى را بر دوش دارد و به همين دليل، خاتم الاديان و پيامبرش خاتم الانبياء است و در اينجاست كه معناى امامت را مىيابد. زائر در اين زيارت، رسالت همه پيامبران بزرگ تاريخ را بر دوش امام حسين عليه السلام مىيابد و چنين مىفهمد كه گويى عاشورا نقطه اوج نبرد همه توحيد تاريخى با همه شرك تاريخى است.» (28)
در زيارت سيدالشهداعليه السلام، مستحب است پس از تمام شدن آن، زائر بالاى سر قبر سيدالشهدا عليه السلام رفته زيارت وداع بخواند. متن آن و آدابش در كتب دعا و روايات آمده است (29) و متون مختلف و متنوعى دارد و از جمله محتويات آن خداحافظى با قبر امام و دعا براى توفيق زيارت مجدد است و اين كه آخرين بار نباشد: «اللهم لاتجعله آخر العهد منا و منه...»، «اللهم صل على محمد و آل محمد ولا تجعله آخر العهد من زيارتى ابن رسولك و ارزقنى زيارته ابدا ما ابقيتنى...»
|
زيارت ناحيه مقدسه، زيارتنامهاى است كه به امام زمان عليه السلام نسبت داده شده و شيخ طوسى با سندهاى خود آن را روايت كرده است. به اين صورت كه در سال 252 هجرى از ناحيه مقدس حضرت حجت «عج» اين روايت به دست شيخ محمد بن غالب اصفهانى صادر شده است. متن زيارت، خطاب به سيدالشهدا و شهداى كربلاست و نام يكايك آنان، اغلب با ذكر اوصاف و خصوصياتشان و نيز اسامى قاتلان آن شهدا در آن آمده است. |
وياز صحابه پيامبر خدا صلي الله عليه و آله استكه در زمان آن حضرت نوجوان بود و در تعدادى از جنگها در ركاب پيامبر حضور داشت.(30) وى در سن پيرى پس از حادثه عاشورا، وقتى اسيران اهلبيت را به كوفه آوردند و وارد قصر ابن زياد كردند، در آنجا حضور داشت. وقتى سر مطهر سيدالشهدا را مقابل ابن زياد قرار دادند و او با چوب به دندانهاى آن سر بريده مىزد، زيد بن ارقم اعتراض كرد كه: چوب خود را از اين لبها بردار، به خداى يگانه قسم، من بارها ديدم كه رسول خدا صلي الله عليه و آلهبا لبهاى مباركش اين لبها را مىبوسيد، سپس بهعنوان اعتراض، مجلس را ترك كرد.(31) هم او نقل كرده كه وقتى سر امام حسين عليهالسلام را در كوچهها مىگرداندند، من در غرفه خود بودم. جلوى من كه رسيد، شنيدم آيه «ام حسبت ان اصحاب الكهف و الرقيم...» را مىخواند. (32) وى در سال 68 هجرى در كوفه درگذشت. (33)
حضرت زين العابدين عليه السلام
پيشواى چهارم شيعه، حضرت سجاد، امام على بن الحسين، زين العابدين عليه السلام، فرزند سيدالشهدا عليهالسلام كه در حادثه كربلا حضور داشت و بهعلت بيمارى در خيمه بسترى بود وهمراه با اهل بيت، پس از شهادت امام حسين عليه السلام به اسيرى رفت و با حالتى دشوار و غمبار، كه غل و زنجير به دست و گردن آن حضرت بسته بودند، به كوفه و از آنجا به شام برده شد.آن حضرتدر كاخ يزيد خطبه بسيار مهمى ايراد كرد كه چهره يزيد افشا شد و مردم شام نسبت به ماهيت حادثه كربلا آگاه شدند. امام سجاد عليه السلام در سال 38 هجرى در مدينه به دنيا آمد. در حادثه كربلا حدود 24 سال داشت، پس از شهادت پدر نيز مدت 35 سال امامت كرد. مادرش شهربانو دختر يزدگرد بود. در حادثه كربلا آن حضرت ازدواج كرده و داراى فرزند بود و فرزند خردسالش امام باقرعليهالسلام هم در كربلا بود.(34) نقش عمده آن حضرت در نهضت عاشورا، پيامرسانى خون شهيدان كربلا و حفظ دستاوردهاى آن انقلاب خونين و اهداف پدر، از تباه شدن و تحريف بود. اين رسالت، در قالب ايراد خطبهها توسط آن حضرت و عمهاش زينب عليهاالسلام انجام گرفت.
سخنان امام سجادعليه السلامدر بارگاه يزيد، چنان او را به خشم آورد كه دستور كشتنش را داد، اما حضرت زينب، جان خود را سپر بلا قرار داد و نگذاشت. در دفن اجساد شهداى اهل بيت در كربلا، به يارى طايفه بنى اسد آمد و پس از خاكسپارى پيكر سيدالشهدا عليه السلام روى قبر آن حضرت نوشت: «هذا قبر الحسين بن على بن ابى طالب، الذى قتلوه عطشانا غريبا.» (35)
پس از عاشورا، حضرت سجاد عليه السلام دوران بسيار سخت و خفقان بارى را با خلفاى اموى سپرى كرد. وليد بن عبد الملك و هشام بن عبد الملك، از خلفاى معاصر او بودند.
داستان زيارت آن حضرت و بوسيدن حجرالاسود و شعرهاى بلند فرزدق در ستايش او (هذا الذى تعرف البطحاء و طاته...) معروف است. «صحيفه سجاديه» مجموعهاى از دعاهاى آن حضرت است كه اينك در دست ما بهعنوان گنجينهاى از معارف دينى موجود است. آن حضرت در سال 95 هجرى با دسيسه وليد بن عبد الملك به شهادت رسيد و در بقيع مدفون شد. براى آشنايى با زندگى، شخصيت و فضايل بي شمارش بايد به كتابهاى مستقل و مفصلتر مراجعه كرد. (36)
|
مفاهيم كلى كه در زيارات ديده مىشود بسيار است، از جمله: محبت، مودت، موالات، اطاعت، صلوات، سلام، عهد، شفاعت، توسل، وفا، دعوت، نصرت، تسليم، تصديق، صبر، تولى و تبرى، مواسات، نماز، زكات، زيارت، تبليغ، وراثت، مساعدت، معاونت، سعادت، رضا، خونخواهى، جنگ و صلح، امر به معروف و نهى از منكر، تقرب به خدا، برائت از دشمنان، ولايت، فوز، نصيحت، جهاد، فدا شدن و... دهها عنوان و مفهوم كلى كه از مطالعه فقرات زيارتنامهها برمىآيد. |
زينب كبرى سلام الله عليها، پيامبر خون شهداى كربلا و همراه حسين عليه السلام در نهضت خونين عاشورا. حضرت زينب، دختر اميرالمؤمنين و فاطمه زهرا عليهاالسلام در روز 5 جمادى الاولى سال پنجم هجرى، در مدينه، به دنيا آمد. از القاب اوست: عقيله بنىهاشم، عقيله طالبيين، موثقه، عارفه، عالمه، محدثه، فاضله، كامله، عابده آل على. زينب را مخفف «زين اب» دانستهاند، يعنى زينت پدر.
امام حسينعليه السلام هنگام ديدار، به احترامش از جا برمىخاست. زينب كبرى، از جدش رسول خدا و پدرش اميرالمؤمنين و مادرش فاطمه زهرا عليه السلام حديث روايت كرده است. (37) اين بانوى بزرگ، داراى قوت قلب، فصاحت زبان، شجاعت، زهد و ورع، عفاف و شهامت فوقالعاده بود. (38) شوهرش، عبدالله بن جعفر(پسر عمويش) بود. از اين ازدواج، دو پسر حضرت زينب به نامهاى محمد و عون، در كربلا به شهادت رسيدند.
وقتى امام حسين عليه السلام پس از امتناع از بيعت با يزيد، از مدينه به قصد مكه خارج شد، زينب نيز با اين دو فرزند، همراه برادر گشت. در طول نهضت عاشورا، نقش فداكاريهاى عظيم زينب، بسيار بود. سرپرست كاروان اسيران اهلبيت و مراقبت كننده از امام زين العابدين عليه السلام و افشاگر ستمگرىهاى حكام اموى با خطبههاى آتشين بود. زينب، هم دختر شهيد بود، هم خواهر شهيد، هم مادر شهيد، هم عمه شهيد. پس از عاشورا و در سفر اسارت، در كوفه و دمشق، خطابههاى آتشينى ايراد كرد و رمز بقاى حماسه كربلا و بيدارى مردم گشت. پس از بازگشت به مدينه نيز، در مجالس ذكرى كه براى شهداى كربلا داشت، به سخنورى و افشاگرى مىپرداخت. وى به «قهرمان صبر» شهرت يافت.
در سال 63 و به نقلى 65 هجرى درگذشت. مزارش در زينبيه (در سوريه كنونى) است. برخى نيز معتقدند مدفن او در مصر است. در كتاب «خيرات الحسان» آمده است: در مدينه قحطى پيش آمد. زينب همراه شوهرش عبدالله بن جعفر به شام كوچ كردندكه قطعه زمينى داشتند. زينب در همانجا در سال 65 هجرى درگذشت و در همان مكان دفن شد. (39)
|
صبح ازل طليعه ايام زينب است | |
|
پاينده تا به شام ابد نام زينب است |
|
|
در راه دين لباس شهامت چو دوختند | |
|
زيبنده آن لباس بر اندام زينب است |
بارزترين بُعد زندگى حضرت زينب، همان پاسدارى از فرهنگ عاشورا بود كه با خطابههايش، پيام خون حسين عليه السلام را به جهانيان رساند. در اين زمينه، نوشتهها و سرودههاى بسيارى است، از جمله اين شعر:
|
سّر نى در نينوا مىماند اگر زينب نبود | |
|
كربلا در كربلا مىماند اگر زينب نبود |
|
|
چهره سرخ حقيقت بعد از آن طوفان رنگ | |
|
پشت ابرى از ريا مىماند اگر زينب نبود |
|
|
چشمه فرياد مظلوميت لب تشنگان | |
|
در كوير تفته جا مىماند اگر زينب نبود |
|
|
زخمه زخمىترين فرياد، در چنگ سكوت | |
|
از طراز نغمه وا مىماند اگر زينب نبود |
|
|
در طلوع داغ اصغر، استخوان اشگ سرخ | |
|
در گلوى چشمها مىماند اگر زينب نبود |
|
|
ذوالجناح داد خواهى، بىسوار و بىلگام | |
|
در بيابانها رها مىماند اگر زينب نبود |
|
|
در عبور از بستر تاريخ، سيل انقلاب | |
|
پشت كوه فتنهها مىماند اگر زينب نبود (40) |
خود زينب نيز از فصاحت و ادب برخوردار بود. در هنگام ديدن سر بريده برادر، خطاب به او چنين سرود: «يا هلالا لما استتم كمالا...» بعدها هم در سوگ حسين عليه السلام اشعارى سرود، با اين مطلع:
«على الطف السلام و ساكنيه...»؛سلام بر كربلا و بر آرميدگان آن دشت، كه روح خدا در آن قبهها و بارگاههاست. جانهاى افلاكى و پاكى كه در زمين خاكى، مقدس و متعالى شدند، آرامگاه جوانمردانى كه خدا را پرستيدند و در آن دشتها وهامونها خفتند. سرانجام، گورهاى خاموششان را قبههايى افراشته در برخواهد گرفت، و بارگاهى خواهد شد، داراى صحنهاى گسترده و باز...
|
«زيارت وارث به زائر مىآموزد كه اسلام امامت ورسالت تاريخى اديان توحيدى را بر دوش دارد و به همين دليل، خاتم الاديان و پيامبرش خاتم الانبياء است و در اينجاست كه معناى امامت را مىيابد. زائر در اين زيارت، رسالت همه پيامبران بزرگ تاريخ را بر دوش امام حسين عليه السلام مىيابد و چنين مىفهمد كه گويى عاشورا نقطه اوج نبرد همه توحيد تاريخى با همه شرك تاريخى است.» |
يعنيدو زينب. اصطلاحا به حضرت زينب و حضرت ام كلثوم، دختران اميرالمؤمنين عليه السلام گفته مىشود كه در كربلا حضور داشتند. اين كلمه از باب تغليب يك اسم بر ديگرى است، آنگونه كه به امام حسن و امام حسين هم «حسنين» گفته مىشود.
جايى كه به حضرت زينب عليه السلام منسوب باشد. آنگونه كه به جاى منسوب به امام حسين عليه السلام، «حسينيه» گفته مىشود. مكانهايى كه با اين عنوان و به ياد حضرت زينب در شهرهاى مختلف مىسازند و براى برپايى محفلهاى عزادارى يا مجالس دينى براى بانوان، و گاهى هم به عنوان دارالايتام مورد استفاده قرار مىگيرد، از آن جهت كه آن بانوى قهرمان، پس از عاشورا يتيمان ابا عبدالله الحسين عليه السلام را در سفر اسارت سرپرستى و نگهدارى مىكرد. مرقد زينب كبرى عليه السلام نيز كه در شام قرار دارد به همين نام «زينبيه» شهرت دارد كه تا دمشق مقدارى فاصله دارد و زيارتگاه عاشقان عترت پيامبر صلي الله عليه و آلهاست.
البته در مورد مدفن حضرت زينب، اقوال ديگرى نيز وجود دارد.
تعبيرى است كه بيشتر درباره ذوالجناح، اسب امام حسين عليه السلام به كار مىرود كه پس از شهادت امام، با زين واژگون و يال پر خون و پريشانحال به طرف خيمهها آمد. برگرفته از جملهاى در زيارت ناحيه مقدسه است كه آمده است: «... فنظر النساء الى الجواد مخزيا و السرج عليه ملويا.» (41)
پىنوشت ها:
27- مفاتيح الجنان، ص 427 به نقل از مصباح المتهجد، شيخ طوسى.28- چشمه خورشيد (مجموعه مقالات كنگره امام خمينى و فرهنگ عاشورا)، ج 1، ص 97، مقاله «ادبيات عاشورا».
29- از جمله در بحارالانوار، ج 98، صص 203 و 208.
30- تاريخ الاسلام، ذهبى، ج 5، ص 118.
31- بحارالانوار، ج 45، ص 116/اثبات الهداة، ج 5، ص 188.
32- همان، ص 125.
33- براى شرح حال او ر.ك: اعيان الشيعه، ج 7، ص 87.
34- اعيان الشيعه، ج 1، ص 635.
35- حياة الامام زين العابدين، ص 166.
36- از جمله «الامام زينالعابدين»، عبدالرزاقالمقرم، «حياة الامام زينالعابدين»، باقر شريف القرشى، «سيرة الائمة الاثنى عشر»هاشم معروف الحسنى، «بحارالانوار»،ج 46، «زندگانى زين العابدين» سيدجعفر شهيدى و... .
37- الحسين فى طريقه الى الشهاده، ص 65.
38- درباره مقامات معنوى زينب و ويژگيهايش، ر.ك: «الخصائص الزينبيه» از سيد نور الدين جزايرى.
39- درباره زندگينامه حضرت زينب، از جمله ر.ك: «بطلة كربلا» عايشه بنت الشاطى، كه با نام « زينب، بانوى قهرمان كربلا» به قلم حبيب الله چايچيان و مهدى آيت الله زاده ترجمه شده است.
40- قادر طهماسبى (فريد).
41- حياة الامام الحسين، ج 3، ص 298.
برگرفت از سایت تبیان
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |
نام کتاب: ((عاشورا ،ریشه ها ،انگیزه ها،رویدادها،پیامدها))

این کتاب پژوهشی است، ازسعید داودی و مهدی رستم نژاد که زیر نظر آیت الله مکارم شیرازی به رشته تحریر درآمده است.
دربخشی ازاین کتاب می خوانیم:
تاریخ حوادث تلخ وشیرین زیادی به خود دیده وتاریخ سازان فراوانی در خود پرورش داده است. اما کمتر حادثه ای همانند حادثه ی عاشورارا به یاد می آورد. عاشورا همچون سکه ای است دورو که یک طرف آن خیانت، بی وفایی، قساوت و ... و طرف دیگر آن وفاداری، جان بازی و... است.
مطالب این کتاب از بیان ریشه ها وانگیزه های قیام عاشورا آغاز می شود. سپس اصل وقایع از منابع معتبر ذکرشده و سرانجام آثار گسترده و ثمرات مهم قیام بیان می شود.
این کتاب از شش بخش تشکیل شده که هر بخش نیز شامل چند فصل است .
در بخش اول: مؤلف به بررسی شخصیت امام حسین (علیه السلام) و فلسفه ی عزاداری ایشان می پردازد. در بخش دوم ریشه های قیام امام در هفت فصل مورد بررسی قرار می گیرد.
فصل اول: در مورد دشمنی دیرینه ای است که بنی امیه با بنی هاشم داشته اند.
فصل دوم: به انتقامی که دشمنان اسلام از شکست های زمان پیامبرگرفتند می پردازد.
فصل سوم: نقشی که سقیفه در پایه ریزی حکومت امویان داشت را بیان می کند.
فصل چهارم: به قدرت رسیدن عثمان را شرح می دهد.
فصل پنجم: به توطئه هایی که در زمان امیر المؤمنین انجام شده اختصاص دارد.
فصل ششم: شکل گیری توطئه در زمان امام سجاد ( علیه السلام) راتشریح می کند.
فصل هفتم: به ترسیم دوران خلافت معاویه میپردازد.
بخش دوم :تاثیر حکومت جنا یت بار یزید راروایت می کند.
دربخش سوم: انگیزه های قیام عا شورا مورد بررسی قرار می گیرند.
بخش چهارم: رویدادهایی راکه باعث قیام امام حسین(علیه السلام) می شوند، را مورد بررسی قرار می دهد.
بخش پنجم: آثار وپیامدهایی که نهضت عاشورا به دنبال دارد را بیان می کند که برخی ازاین پیامدها عبارتند از:
آزادگان، قیامهایی که بعد ازنهضت عاشورا رخ می دهد و...
دربخش پایانی اشعاری به زبان فارسی وعربی درباره نهضت عاشورا ذکرمی شود.
منابعی که در تهیه ی این کتاب ازآنها استفاده شده است درحدود((111))منبع است.
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |

اما آنچه برای من جالبتر از تجربة دینی بود حضور دو دسته از مردم بود: دستهای که در این حضور خود سینهزنان و زنجیرزنان شرکت کردند و دستهای دیگر که (به نظر من) تماشاگر بودند که این دسته برای من بسیار جالب بود. به راستی اگر این عده را از مراسم عاشورا بگیری جه پیش میآید؟ این بیشتر افرادی بودند که به مدیریت بدن پرداخته بودند و اثرات تعالیم مذهبی در آنها رنگ باخته بود. و.....
به هر حال، اگر چه من این مراسم را در شرایط و زمانهای مختلف مشاهده نکردام و بنابراین مشاهدات من صرفا جنبه شخصی دارد و قابل تعمیم نیست. در محلهای که ما زندگی دانشجویی خود را سپری میکنیم ( سلسبیل) هیاتهای فراوانی مشغول فعالیت هستند که طبیعتا نشان از مذهبی بودن این مردم است. به طوری که میتوان گفت هر کوچهای دارای یک هیات است. از لحاظ اجتماعی و فرهنگی دارای کارکردهای متعددی است که در کنار کارکردهای مثبت دارای کژکاردهای فراوانی است. برای من این هیاتها نمادی از رقابت اجتماعی در عین مشارکت دینی هستند. در این رقابت همگان برآنند تا قدرت محلة خود را به رخ همگان بکشند. این رقابت از طریق دادن نذری ( که برای من بسیار جالب است)، قربانی کردن، راه انداختن سقاخانه و سفرهخانه، دستة سینهزنی و زنجیرزنی، آرایش محله و نورانی کردن محل و از همه مهمتر ایجاد سروصدای زیاد با استفاده از تکنولوژیهای غرب و شرق، که انگار قصد دارند این صداها را به گوش خدا و فرشتگان در آسمانها میخواهند برسانند، نمود پیدا میکند. که البته نمیتوان منکر همکاری متقابل بین محلهها در افزایش زبالههای شهری شد. آنچه پس از همه این تمهیدات باقی میماند یک محلة کثیف و پر از آشغال است که خوب! زحمت آن گردن رفتگران زحمتکش شهرداری است ( به هیاتها چه مربوط).
این نکته که همة افراد در این مراسم شرکت میکنند برای من بسی جالب است. از آنجا که میدانم افرادی در این مراسم شرکت میکنند که در ایام دیگر به کارهای (؟!) زیادی دست زدهاند ولی در مراسم عاشورا شرکت میکنند، برای من تداعی کنندة پیوندی میشود که شاید بتوان آن را با مراسم اعتراف در کلیسا مقایسه کرد. اینکه افراد ایمان دارند با حضور در این مراسم گناهان آنها بخشیده میشود و امام حسین به عنوان شافی روز محشر در کنار آنها حضور بلاواسطه دارد نکته قابل تاملی است.
خندهکنان میرود روز جزا در بهشت هر که به دنیا کند گریه برای حسین
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |
طراحی شده توسط : پایگاه خبری-تحلیلی رئیس جمهور ما

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |