تبليغاتX
یا لثارات الحسین
  •  
  • بیش از دو هزار نشانه براى فرج، ظهور و رستاخیر در كتب حدیثى نقل شده كه مى‏توان آنها را به چهار دسته تقسیم نمود:

    فِتَن

    مَلاحم

    علائم‏ ظهور

    اشراط الساعة

     واژگان

    1 - فتنه از ریشه فتن در لغت به معناى امتحان و آزمایش است. خلیل پیشتاز لغویان گوید:

    اَلفتن اِحراقُ الشَّئ بالنّار؛ فتن به معناى سوزاندن چیزى با آتش است.(1)

    آن‏گاه با آیه شریفه براى گفتار خود گواهى مى‏آورد: «یَوْمَ هُمْ عَلَى النَّارِ یُفْتَنُونَ»؛ روزى كه آنها در آتش گداختـــه مى‏شوند.(2)

    ابن فارس كارشناس ریشه‏یابى لغات مى‏گوید: اَصلٌ صحیحٌ یدُلُّ على ‏ابْتلاءٍ و اخْتبار؛ فتن یك واژه صحیحى است كه بر امتحان و آزمایش دلالت مى‏كند.(3)

    سپس مى‏افزاید، اگر طلا را با آتش بگدازند، گویند: فَتنت الذَّهب بِالنّار؛ یعنى طلا را با آتش آزمودم ....


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 مهر1386ساعت 11:42 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

سلام بعد از عمری دلم خواست برای عیدی به شما دوستان عزیز یک مطلب طنز ولی واقعی برایتان بنویسم امید وارم که خوشتون بیاد :

 

+ نامه‌اي از يك دهاتي به آقاي صدا و سيما

سلام آقاي صدا و سيما

اميدوارم حالتان از اين كه هست بهتر شود. حال ما كه خيلي گرفته است و ملالي نيست جز فيلم‌هاي ماه رمضان شما، البته فعلاً! اينجا همه از پدر، مادر، دوست و رفيق تا حاج‌آقا واعظ مسجد خوب هستند و دعا مي‌كنند بتوانند با اين فيلم‌هايي كه شما براي ما مي‌فرستيد معنويتشان را تا آخر ماه رمضان حفظ كنند. بخصوص حاج آقاي مسجد كه خيلي سلام مي‌فرستند و مي‌گويند از كي تا حالا شما هم رفتيد جز اوليا خدا و شيطان را مي‌بينيد؟ چون به جز اولياي خدا كس ديگري نتوانسته تاحالا اين شيطان لعنتي را ببيند. حتي حديثي نداريم كه خيلي از امامان ما هم شيطان را ديده باشند. البته حاج آقا چند تا سوال ديگه هم گفتند تا ما به شما بگيم تا زودتر برايمان بفرستيد كه خيلي دل نگران هستيم. حتماً مواظب احوال خودتان كه نه؛

                                                 

ولي مواظب حال ما باشيد تا به قول دكتر زلفعلي، پسر كبلايي اصغر انشعاب فاضلاب به آن نكشيد. پس زودتر جواب اين سوال‌ها را برايم بفرست تا جواب حاج آقا را بدهم. حاج آقا گفت: شيطان را كه نشان دادي، حالا چرا از علائم شيطان پرستي استفاده كردي؟ نكند مي‌خواهي تبليغ شيطان پرستي در اين ماه خدا بكني. حاج آقا يك چيزهاي ديگري هم در اين باره گفت يادم نيست ولي گفت كه نور آبي و استفاده نكردن و افتاده نشان دادن دست راست از علائم شيطان پرستي است. راستي برايم در نامه‌اي كه مي‌فرستي از شيطان پرستي بييشتر بگو، شايد مشتري شديم! حاج آقا كه هر وقت حرف به اينجاها مي‌رسد استغفرالله مي‌گويد. باز هم حاج آقا گفت آخه از كجاي دين شما آورديد كه ماه رمضان دست شيطان باز است؟ باز هم به قول پسر كبلايي اصغر: آدم خز و خيل هم اينقدر تابلو تو سي شب سوتي نمي‌ده. البته معناي خز و خيل را نمي‌دانم، خدا كند فحش نباشد. سوال ديگه حاج آقا اين بود شيطان خيلي ضعيف است و ترسو، البته طبق احاديثي كه ما داريم و اين قدرت‌هاي زيادي كه در اين فيلم‌ها نشان مي‌دهيد، ندارد و فقط مي‌تواند انسان‌ها را گمراه بكند و خوب رو بد نشان بده و حاج آقا مي‌گفت دارند الكي مردم را از شيطان مي‌ترسانند و بزرگ مي‌كنند. در ضمن گفت: شيطان پرست‌ها، شيطان را چيز خوبي نمي‌دانند ولي به خاطر قدرتش مي‌پرستند و احترام مي‌گذارند، حالا شما هم داري همين كار را مي‌كني؟ در ضمن وسط اين حرف‌ها اين را هم بگم كه همين پسر كبلايي اصغر مي‌گفت اپراتور سوم هم آمده و سيم كارت الياس‌سل آورده، راست مي‌گفت؟ اگه هست برام بفرست. يك چيزهاي ديگري هم در مورد اين فيلمت مي‌گفت كه بازم يادم  نمي‌آيد. اما در مورد يك وجب خاك هم اكبرآقا گندمكار مي‌گفت: چرا بايد يك آدم بازنشسته خوب كه همش به فكر مردمه بايد بصورت ميوه گلابي نشون بدهي كه حتي موبايل هم بلد نيست. نوه‌ي من رستم بلده با موبايل كار بكنه. تازه مي‌گفت آدم تو بعضي قسمت‌هاش با بعضي كارها كه مي‌كنه ياد احمدي‌نژاد مي‌افته!!!، انگار مي‌خوان رئيس جمهور رو مسخره بكنن(باز هم)!!!! راستي دكتر هم به من گفت شبكه دوي خونه ما هم داره فيلم يه حاج آقا دختر باز رو نشون مي‌ده.. استغفرالله. آخر الزمونه.
خب اگه كار نداري ديگه تموم بكنم. در آخرش هم بگم من دي‌وي‌دي كامل فيلم يانگوم را دارم. اگه مي‌خواي با اينترنت پرسرعتي كه تازگي براي روستا كشيدن برات بفرستم. آخه يه چيزهايي داره كه تو نسخه‌اي كه تو در تلويزيون نشان مي‌دي‌، نداره.



قربان شما (برود مامانت!)
مشدي سيف الله دروكار


+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 11:12 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

سلام عزیزان

امروز توی وبلاگ  پایگاه اطلاع رسانی حــزب الله 110 بودم به این مطلب رسیدم که نوشته بود :

 

"اگر قرار است بميرم، بگذار اين فرياد را بزنم و بميرم...."

حتما بخونین  راستی نظر هم یادتون نره

                          


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 19 مهر1386ساعت 10:36 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

رمضان

 

ابن ابي عمير از صادق آل محمد صلوات الله عليهم اجمعين روايت مي‏کند که حضرت فرمود: «تقول في العشر الاواخر من شهر رمضان کل ليلة:

«اعوذ بجلال وجهک الکريم ان ينقضي عني شهر رمضان او يطلع الفجر من ليلتي هذه و لک قبلي تبعة او ذنب تعذبني عليه يا رحمن يا رحيم‏»

در دهه آخر از ماه مبارک رمضان هر شب مي‏گويي:

پناه مي‏آورم به جلال و جمال کريمت، از اينکه سپري شود ماه رمضان از من، يا صبح امشبم بدمد، در حالي که تراست از ناحيه من گناهي يا بدي و ديني که عذابم کني بر آن، اي رحمان و رحيم.


اين دعا در کتاب شريف من لا يحضره الفقيه و مفاتيح الجنان، قسمت اعمال شبهاي دهه آخر ماه رمضان، آمده است.


+ نوشته شده در  دوشنبه 16 مهر1386ساعت 12:25 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

«»

+ نوشته شده در  دوشنبه 9 مهر1386ساعت 10:45 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

شب قدر

چنان ‏كه درك شب قدر، كاري مشكل است، بيان جايگاه و «قدر» شب قدر عملي است دشوار كه تنها راه ‏يافتگان به آن شب عزيز مي‏توانند واقعيت و حقيقت آن را بيان دارند؛ چرا كه قرآن به پيامبر خدا فرمود: «و تو چه داني شب قدر چيست؟»

در وصف آن همين بس كه «از هزار ماه برتر است» و مسائلي بر قدر و منزلت اين شب افزوده است، از جمله:

 

1- نزول قرآن

نزول جامع‏ترين، كامل‏ترين و ماندگارترين كتاب الهي بر عظمت و منزلت شب قدر افزوده است. قرآن خود مي‏گويد: «شَهْرُ رَمَضانَ الَّذي اُنْزِلَ فيهِ الْقُرْانَ»(1)؛ «ماه [مبارك] رمضان ماهي است كه در آن قرآن نازل شده است.» اما در چه شبي از شب‌هاي آن ماه، قرآن نازل شده است؟ آيه ديگر بيان مي‏كند كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةٍ مُبارَكَةٍ» (2)؛ «به راستي، آن [قرآن] را در شبي پر بركت نازل كرديم.» و اين شب مبارك را در سوره قدر مشخص فرموده كه «اِنّا اَنْزَلْناهُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ» (3)؛ «به حقيقت ما آن [قرآن] را در شب قدر فرود آورديم.» پس بايد گفت نزول قرآن در چنين شبي بر عظمت آن مي‏افزايد. اين نكته را هم اضافه كنيم كه اين نزول، نزول دفعي است بر قلب رسول گرامي اسلام، نه نزول تدريجي كه آغاز آن با آغاز بعثت يعني بيست و هفتم رجب همراه است.

 

2- تقدير امور

در نام‏گذاري شب قدر بيان‌هاي مختلفي وارد شده است: برخي آن را به معناي شبي با عظمت و بزرگ «لَيْلَةُ الْعَظَمَة» (4) گرفته‌‏اند؛ چرا كه قدر در قرآن به معناي منزلت و بزرگي خداوند آمده، در آيه‏اي مي‏خوانيم: «ما قَدَرُوا اللهَ حَقَّ قَدْرِهِ»(5) ؛ «قدر ندانستند (و نشناختند) خدا را آنگونه كه حقّ عظمت او بود.»

«قدر» به معناي تقدير و اندازه‌‏گيري و تنظيم است. اين معني را هم لغت تأييد مي‏كند و هم قرآن و روايات. راغب اصفهاني مي‏گويد: «لَيْلَةُ الْقَدْرِ اَيْ لَيْلَةٌ قَيَّضَها لِأُمُورٍ مَخْصُوصَة » (6)؛ شب قدر يعني شبي كه (خداوند) براي [تنظيم و تعيين] امور مخصوصي آن را آماده [و مقرّر] نموده است.» و قرآن كريم مي‏فرمايد: در آن شب «يُفْرَقُ كُلُّ أَمْرٍ حَكيمٍ» (7) «هر كاري بر طبق حكمت [خداوند] جدا (و تعيين و تنظيم) مي‏گردد.»

در بحارالانوار روايتي آمده كه: «هر كس در شب‏ قدر، از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را مي‏بخشد.»

و امام صادق عليه‏ السلام فرمود: «التَّقْديرُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ في لَيْلَةِ اِحْدي وَ عِشْرينَ وَالْاِمْضاءُ في لَيْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرينَ (8)؛ « تقدير امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، يعني شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا ‏آن در شب بيست و سوم صورت مي‏گيرد.»

و امام رضا عليه ‏السلام فرمود: «... يُقَدَّرُ فيها ما يَكُونُ في السَّنَةِ مِنْ خَيْرٍ اَوْ شَرٍّ اَوْ مَضَرَّةٍ اَوْ مَنْفَعَةٍ اَوْ رِزْقٍ اَوْ اَجَلٍ وَ لِذلِكَ سُمِّيَتْ لَيْلَةُ الْقَدْر (9)؛ در آن شب (قدر) آنچه كه در سال واقع مي‏شود، تقدير و اندازه‌‏گيري مي‏شود، از نيكي و بدي و سود و زيان و روزي و مرگ. به همين جهت نيز شب قدر شب اندازه‌گيري ناميده شده است.»

و طبق روايات فراواني (10) سرنوشت افراد براي سال بعد، مانند: رزق و روزي، مرگ و ميرها، خوشي و ناخوشي‌ها، حج رفتن و حوادث ديگر زندگي، بر اساس استعدادها و لياقت‌ها، رقم مي‏خورد، و اين تقدير حكيمانه هم، در انسان هيچ گونه «اجبار» و «سلب اختياري» به وجود نمي‌‏آورد. مي‏توان بين تمام اقوال اين گونه جمع كرد كه در اين شب با عظمت و بزرگ، با فرود ملائكه آسماني، تقديرات يك سال مشخص و بر قلب حجّت زمان عليه‏السلام عرضه مي‏شود.

شب قدر

3- سند امامت

شب قدر بزرگ‏ترين سند امامت و تداوم آن در طول زمان است. در روايات فراواني، وجود شب قدر را در هر زمان دليل لزوم امامت و بقاي آن دانسته ‏اند، لذا سوره قدر به منزله شناسنامه اهل‌بيت عليهم‏السلام شمرده شده است كه به برخي روايات اشاره مي‏شود:

از امام صادق عليه ‏السلام نقل شده است كه فرمود: علي عليه‏السلام زياد مي‏فرمود: هيچ‏ گاه تيمي و عدوي (ابوبكر و عمر) خدمت پيامبر جمع نشدند مگر آن كه آن حضرت سوره «اِنّا اَنْزَلْناهُ ...» را با خشوع و گريه مي‏خواند، سپس آن دو عرض مي‏كردند چقدر رقّت شما نسبت به اين سوره شديد است. پيامبر اكرم صلي ‏الله ‏عليه ‏و ‏آله مي‏فرمود: به جهت آنچه چشمم ديده و دلم فهميده است و به جهت آنچه دل اين شخص [يعني علي عليه‏السلام ] پس از من خواهد ديد. آن دو مي‏گفتند: مگر شما چه ديده‌‏اي و او چه مي‏بيند؟

رسول اكرم فرمود: «هر كس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم شده است و محروم نمي‌‌ماند از خيرات شب قدر، مگر كسي كه (با اعمال خويش) خود را محروم نموده باشد.»

فرمود: پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله براي آن دو نوشت «تَنَزَّلُ الْمَلائِكَةُ وَالرُّوحُ فيها بِاِذْنِ رَبِّهِمْ مِنْ كُلِّ اَمْرٍ» ؛ «ملائكه و روح در آن شب با اذن پروردگارشان براي (تقدير) هر كاري نازل مي‏شوند.» آن‏گاه مي‏فرمود: آيا بعد از «كُلُّ اَمْرٍ؛ تمام امرها» كه خداوند مي‏فرمايد، چيزي باقي خواهد ماند؟ مي‏گفتند: نه. سپس حضرت مي‏فرمود: آيا مي‏دانيد آن كسي كه هر امري بر او نازل مي‏شود كيست؟ مي‏گفتند: تو هستي اي رسول خدا! آن‏گاه مي‏فرمود: بله ولي آيا شب قدر بعد از من هم ادامه دارد؟ مي‏گفتند: بله. مي‏فرمود: آيا [در شب‌هاي قدر] بعد از من هم آن امر نازل مي‏شود؟ مي‏گفتند: بله. سپس مي‏فرمود: بر چه كسي؟ مي‏گفتند: نمي‏دانيم. سپس آن حضرت از سر من (علي) مي‏گرفت (و دست را روي سر من قرار مي‏داد) و مي‏فرمود: اگر نمي‏دانيد بدانيد، آن شخص پس از من اين مرد است.

فرمود: پس آن گاه آن دو نفر هميشه اين‏گونه بودند كه شب قدر را بعد از پيامبر اكرم صلي ‏الله‏ عليه ‏و ‏آله به سبب هراسي كه بر دل آن دو مي‏افتاد، مي‏شناختند.» (11)

و در جاي ديگر علي عليه ‏السلام فرمود: «به حقيقت شب قدر در هر سال وجود دارد و امر سال در آن شب نازل مي‏شود و به راستي براي آن امر صاحبان امري است. عرضه شد آنان چه كساني هستند؟ فرمود: «اَنَا وَ اَحَدَ عَشَرَ مِنْ صُلْبي اَئِمَّةً مُحَدَّثُونَ» (12)؛ من و يازده امام از نسل من كه همه اماماني محدَّث مي‏باشند ( ملائكه را نمي‏بينند ولي صداي آنها را مي‏شنوند). »

و در برخي روايات آمده كه خود ولايت علي عليه ‏السلام و ائمه عليهم‏السلام جزء تقديرات آن شب است (13) و دستور داده‌‏اند كه با مخالفان براي اثبات امامت و بقاي آن و زنده بودن مهدي عليه‏ السلام به شب قدر استدلال كنيد.(14) آري، بقاي شب قدر دليل محكمي است بر بقاي امامت و بقاي امامت اقتضا مي‏كند حيات و زنده بودن مهدي عليه ‏السلام را و حيات مهدي عليه ‏السلام نشانه حيات مذهب پيشتاز و هميشه در صحنه تشيّع است. لذا اسلام اصيل و قرآن تا ابد زنده است.

شب قدر

از اينجا روشن شد كه شب قدر، يعني شب ولايت و امامت (15) و معناي رواياتي كه شب قدر را به فاطمه زهرا عليه ا‏السلام تفسير نموده (16) است، روشن شد كه حقيقت شب قدر امامت و ولايت است و حقيقت ولايت و امامت زهراي مرضيه عليهاا‏السلام است.

امام صادق عليه‏ السلام فرمود: «التَّقْديرُ في لَيْلَةِ الْقَدْرِ تِسْعَةُ عَشْرٍ، وَالاِْبْرامُ في لَيْلَةِ اِحْدي وَ عِشْرينَ وَالْاِمْضاءُ في لَيْلَةِ ثَلاثَ وَ عِشْرينَ ؛ « تقدير امور و سرنوشت‌ها در شب قدر، يعني شب نوزدهم، تحكيم آن در شب بيست و يكم، و امضا ‏آن در شب بيست و سوم صورت مي‏گيرد.»

4- بخشش گناهان

يكي ديگر از ويژگي‌هاي شب قدر بخشش گناهان و عفو عاصيان و مجرمان است، لذا بايد تلاش نمود تا اين فيض عظماي الهي شامل حال انسان شود. واي به حال انساني كه در شب قدر مورد غفران الهي قرار نگيرد؛ چنان كه پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمود: «كسي كه شب قدر را درك كند، پس بخشيده نشود پس خدا او را (از رحمت خويش) دور مي‏سازد.» (17)

و در جاي ديگر فرمود: «هر كس كه از فيض شب قدر محروم گردد، از تمام خيرات محروم شده است و محروم نمي‌‌ماند از خيرات شب قدر، مگر كسي كه (با اعمال خويش) خود را محروم نموده باشد.» (18)

لذا بايد تلاش مضاعف نمود تا غفران الهي در اين شبِ بخششِ گناهان شامل حال انسان گردد.

پيامبر اكرم صلي الله عليه و آله مي‏فرمود: «كسي كه در شب قدر به پاخيزد (و آن شب را)  از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص ‏بيدار باشد) گناهان گذشته‌‏اش بخشوده مي‏شود.» (19)

در بحارالانوار در ذيل اين روايت اضافه شده: «هر كس در شب‏ قدر، از روي ايمان و محاسبه (و اخلاص) نماز گزارد، خداوند گناهان گذشته او را مي‏بخشد.» (20)

 

پي‌نوشت‌ها:

1- بقره/ 185 .

2- دخان/ 3 .

3- قدر/ 1.

4- تفسير نوين، محمدتقي شريعتي، ص275/ مجمع البيان، ابوعلي طبرسي، ج1، ص 518 .

5- حج/ 74 .

6- المفردات في غريب القرآن، دفتر نشر الكتاب، ص 395 .

7- دخان/ 4 .

8- وسائل الشيعه، حرّ عاملي، دار الاحياء التراث، ج 7، ص259/ تفسير نور الثقلين، ج 5، ص627/ البرهان في تفسير القرآن، ج 4، ص487 .

9- عيون اخبارالرضا، ج2، ص 116 .

10- تفسير نورالثقلين، ج5، ص631 / البرهان في تفسير القرآن، ج 4، ص 486/ بحار الانوار، ج94، صص 141 – 18 .

11- اصول كافي، محمد بن يعقوب كليني، ترجمه سيد جواد مصطفوي، تهران، كتابفروشي اسلاميه، ج1، ص 363 – 364 .

12- اثباة الهداة، شيخ حرّ عاملي، قم مطبعة العلمية، ج2، ص 256/ بحارالانوار (همان)، ج 94، ص15، ح26 .

13- همان، ص18 .

14- اصول كافي، ج1، ص 353 - 362 - 364، روايت 6 .

15- مبلغان عزيز توجه داشته باشند كه يكي از شب‌هاي قدر را حتما به صحبت و سخنراني در مورد امام زمان عليه ‏السلام اختصاص دهند كه هم تناسب دارد و هم لازم است و هم عناياتي را به دنبال دارد.

16- تفسير فرات كوفي، مؤسسه نشر، ص581 .

17- بحار الانوار، ج94، ص80، ح47 .

18- كنز العمّال، علي متقي هندي، بيروت، مؤسسه الرساله، ج8، ص534، ح28 . 24 .

19- وسائل الشيعه، ج10، ص 358، ح13601.

20- بحار الانوار، ج93، ص 366، ح 42 .

منبع:  

سايت سراج


+ نوشته شده در  یکشنبه 8 مهر1386ساعت 9:49 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

خاموش‏تر از چراغ مرگیم

روشن‏تر از آفتاب كجایى‏؟

عقربك‏هاى ساعت، تا كى به گرد خود گردند، بیهوده در صفحه غیبت.

 در گرگ و میش سحرگاه، پایان دروغ را انتظار مى‏كشیم.

 آن روز كه بیایى، جهان براى خوشبختى ما تنگ است.

آغاز و فرجام خویش را در تو مى‏جوییم. این گریه

 را پایانى است اگر، اشك راه خود را بداند و بر هر دامانى نریزد.

 پوست را بادام و سال را ایام و زیستى را كام و بودن را نام تویى.

من كیستم؟ تو كیستى؟

 من اینك نه آنم كه بودم.

 تو همچنان آنى كه بودى.

 مگذار كه بگویم در تن من، امید را به خاك سپردند و سنگى صنوبرى شكل بر سر آن نهادند.

 هیچیم هیچ، بى‏تو اى همه كس، همه چیز، همه جا، همه وقت، همه عمر... دلى داریم به پریشانى دود; سرى داریم

 به حیرانى رود; چشمى به گریانى ابر; غمى به وفادارى بخت.

 نه اقبال خوشایندى، نه مرگ ظفرمندى.

 رفتن، یعنى غیبت، آمدن، یعنى ظهور. بودن یعنى انتظار.

كار یعنى سالنامه عمر را ورق زدن. سیاست، یعنى به لبخند تو خندیدن.

حكومت، یعنى زیر پاى تو فرش گستردن.

عاشورا، یعنى غمهاى تو. محرم، یعنى دمیدن مهتاب فراق.

 این است معناى حقیقى كلمات. عریضه‏ها را چاه به كجا مى‏برد؟

 آیا او هم... سر و دست مى‏شكند غول فراق: ما به جنگ مگسها بسیجیده‏ایم.

 اگر نه یك دم هماواز توییم، مگر چنگ ناساز تو نیستیم؟

خوشا آن در كه به روى تو هر روز مى‏خندد.


+ نوشته شده در  شنبه 7 مهر1386ساعت 8:7 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

سخنان رییس دانشگاه کلمبیا پیش از سخنرانی اقای احمدی نژاد انصافا حیرت انگیز بود.با مهمان که کسی اینگونه سخن نمی گوید.البته ایشان در 19 سپتامبر بیانیه ای منتشر کرده بود، در آن بیانیه هم به مسایل مختلفی اشاره کرده است.از جمله به بیانیه سیپا( دانشکده روابط بین الملل دانشگاه کلمبیا) که با پیگیری و پیشنهاد دفتر نمایندگی ایران در سازمان ملل ، از رییس جمهور ایران دعوت کرده است.علاوه بر آن آقای رییس دانشگاه که یک وکیل سرشناس و یک مدیر پرسابقه است-. پیش از ریاست بر دانشگاه کلمبیا سال ها رییس دانشگاه میشیگان بود- به پنج موضوع اصلی اشاره می کند می گوید این موضوع ها را با صراحت تمام با رییس جمهور ایران در میان می گذارد.اما!" دیکتاتور ستمگر کوتوله" دیگر بحث و موضوع بحث نیست.فحاشی ست..تیتر برای روزنامه هاست.
چنان که همین تعبیر را امروز-سه شنیه- روزنامه هاارتص اسراییل تیتر کرده است.اما یک تحلیل خواندنی هم هاارتص در همان شماره دارد.مطلب با عنوان تحلیل منتشر شده است.نوشته: در ماجرای سخنرانی احمدی نژاد در دانشگاه کلمبیا بازنده اصلی اسراییل بود.
تحلیل هاآرتص خواندنی ست.نکته مهمش این است.که بخش عمده ای از مردم آمریکا در جریان مسایل جهانی نیستند.این سخنرانی به آنها تفهیم می کند که ایران با اسراییل مشکل دارد، نه با آمریکا و مردم آمریکا.
به گمانم رقابت های سیاسی در داخل و نقد ونظر هایی که به جای خود درست و به هنگام است، نباید موجب شود که در داوری منصف نباشیم.این سخنرانی رییس جمهور و ایران را در موضع مظلومیت و حقانیت قرار داد.
فضای سخنرانی و شیوه تزیین سالن و تریبون و دیوار پیش رو را دیدید؟ مثل مجلس عزا بود.حتی لوحه نام دانشگاه یا سیپا را از جلوی تریبون کنده بودند.تا یک فضای سرد و سیاه نشان دهند. البته کت و شلوار خاکستری رییس جمهور هم صحنه را کامل کرده بود. کاش همان کاپشن سفید را می پوشید!
خداوند خواست برغم همه این تدبیر ها و تفتین ها، سخنرانی رییس جمهور فرصت تازه ای برای ایران باشد.علاوه بر بازندگی اسراییل، رییس دانشگاه کلمبیا هم باخت.

+ نوشته شده در  سه شنبه 3 مهر1386ساعت 9:10 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 


1 ـ خداوند فرمود: «اى پيامبر! به وسيله تو و پيشوايان از نسل تو بر بندگان خويش رحمت مى آورم، و به وسيله قائم از بين شما، زمين خود را با تسبيح و تقديس و تهليل و تكبير و بزرگداشت مقام الوهيّت، آباد مى سازم.

و به وجود او زمين را از دشمنانم پاك مى كنم و آن را ميراث اولياى خويش قرار مى دهم، و به وسيله او كلمه توحيد را تعالى بخشيده، كلمه كافران را به سقوط مى كشانم، و به دست او و با علم خود سرزمين ها و دل بندگانم را حياتى تازه مى بخشم و گنج ها و ذخيره هاى پنهان را به مشيت خود برايش آشكار مى سازم.

و با اراده خود او را بر نهانى ها و مكنونات قلبى ديگران آگاه مى گردانم و با فرشتگان خود او را يارى مى رسانم تا در اجراى فرمان من و تبليغ دين من مددكار او باشند. او به حقيقت ولىّ من است و به راستى هدايتگر بندگان من مى باشد.»

2 ـ امام باقر(عليه السلام) در وجه نامگذارى حضرت «مهدى (عليه السلام)» به «قائم آل محمد(صلى الله عليه وآله وسلم)» حديثى قدسى روايت فرمود: «زمانى كه جدم حسين كه صلوات خدا بر او باد به شهادت رسيد، فرشتگان با گريه و زارى به درگاه خداوند عز و جلّ ناليدند و گفتند: پروردگارا! آيا از آنان كه برگزيده و فرزند برگزيده تو را، و امام انتخاب شده از بين خلق را كشتند، در مى گذرى؟!

خداوند به آنان وحى فرمود كه: «فرشتگان من آرام گيريد. سوگند به عزّت و جلالم كه از آنان انتقام مى گيرم اگرچه بعد از گذشت زمانى طولانى باشد.» سپس فرزندان از نسل حسين (عليه السلام) را كه پس از او به امامت مى رسند به ملائكه نشان داد و آنان شاد شدند.

در بين اين پيشوايان، يك نفرشان به نماز ايستاده بود «فإذا احدهم قائم يصلّى فقال اللّه عزّوجلّ: بذلك القائم أنتقم منهم.» خداوند عزّوجلّ فرمود: به وسيله آن «قائم» از دشمنان و قاتلان حسين(عليه السلام)انتقام مى گيرم.»


+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 11:50 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

«»
سلام دوستان گلم

امید دارم که حال همه شما بهتر از من هست اول بزارین دلیل غیبتم را بگم :

از اول مرداد ماه  نیروی مقاومت بسیج یه سری آموزش ۴۵ روزه برای بسیجیان گذاشته بود که کسانی که این دوره را بگزونن علاوه بر ۲ماه کسری خدمت از مزایایی از جمله کسر آموزش سربازی  نیز بهرهمند می شدند و از اونجایی که من عاشق آموزش نظامی بودم ۳۰ روز در بافق و ۱۵ روز که آموزش عملی در پادگان امام خمینی یزد با موفقیت گزوندم

خیلی سختی کشیدم نه من بلکه همه ما ( آخه ۴۷۰ نفر بودیم ) سخته کشیدیم ( اینجوری بهتون بگم که از ۶۸ کیلو به ۵۹ کیلو رسیدم ) ولی ارزش داشت و دیروز هم پرچم دار و ارشد رژه حماسی گروهان دوم  پادگان بودم خیلی حال داد

واقعا بچه ها خوب رژه رفتن زمین زیر پامون به لرزه در اومده بود و همه مات در سرود زیبای ما شده بودند  شعر ما این بود:

کاسه ی شیری بیارید   جلوی لبش بگیرید

تا که او شفا بگیره        وگرنه همه بمیرید

امون از رسم زمونه        موسم جدایی اوفتاد

آی یتیما آی یتیما         وقت بی بابایی اومد

تحدمت والله  ارکان الهدی

قتل المرتضی(۲بار)

ابا الئمه (۸ بار)

این حسین صحیح و سالم       قامت زینب کشیده

مبادا این بشه بی سر            اون بشه قامت خمیده

مبادا سر حسین رو                 بزنن بروی نیزه

مبادا زینب من رو                     بکشن  توی بیابون

تحدمت والله  ارکان الهدی

قتل المرتضی(۲بار)

ابا الئمه (۸ بار)


+ نوشته شده در  یکشنبه 1 مهر1386ساعت 11:46 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسنده ی آن است.
طراحی شده توسط : پایگاه خبری-تحلیلی رئیس جمهور ما