تبليغاتX
یا لثارات الحسین
سلام این مطلب را از وبلاگ دوست

زندانی سکوت  ورداشتم اگه طاقتش را  دارین برین به ادامه مطلب مراجعه کنید ودموکراسی آمریکایی را ببینید و...

              


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 31 فروردین1387ساعت 9:32 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

سلام امروز واقعا به نیرو های همیشه بیدار ارتش افتخار کردم

آخه چندروزی هست که اسرائیل  غاصب داره برای مقابله با ایران موشک های جدیدش را امتحان می کند  می دونم که اسرائیل که هیچ بابای اسرائیل هم نمی تونه با ایرانی جماعت در بیوفته  پس این  خبر را حتما بخونین:

جانشين فرمانده كل ارتش جمهوري اسلامي ايران ادامه داد: تمرين نظامي اسرائيل هيچ

 

ربطي به ما ندارد اما با اين حال اسرائيل اگر بخواهد هرگونه حركتي عليه جمهوري اسلامي ايران انجام دهد، او را از صحنه گيتي حذف خواهيم كرد....


 


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 7:32 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

 

آقا سید ابو الحسن اصفهانی

آیت الله العظمی بهجت گفته‌های نسبت داده شده به خود را در سی‌دی حقیقت مظلوم تكذیب نمودند.

دو سال پیش عده‌ای جریان حامی بدعت قمه‌زنی در اصفهان برای ترویج این عمل خرافی اقدام به ساخت سی‌دی نمودند كه در آن با بهره از تمام حیله‌ها و ابزارهای فریب به ترسیم چهره‌ای شرعی! و مظلومانه! برای قمه‌زنی پرداختند. در این سی‌دی كه به صورت بسیار انبوه و ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  سه شنبه 27 فروردین1387ساعت 2:0 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

 

 

آیت‏اللَّه شمس آبادی یك روز پس از بازگشت از سفر حج در سپیده دم هجدهم فروردینمهدی هاشمی 1355 ش درراهِ رفتن به مسجد جهت اقامه نماز جماعت، توسط باند جنایتكار مهدی هاشمی ربوده شد و به طرز فجیعی به قتل رسید و جسدش را در اطراف اصفهان رها ساختند. جسد ایشان پس از كشف شدن، با تشییع باشكوه مردم، در تخت فولاد اصفهان به خاك سپرده شد


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 12:20 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

آیة الله خامنه ای

من واقعاً می‎ترسم از این كه خدای ناكرده، در این دوران كه دوران ظهور اسلام، بروز اسلام، تجلّی اسلام و تجلّی فكر اهل‎بیت علیهم الصّلاة والسّلام است، نتوانیم وظیفه‎مان را انجام دهیم. برخی كارهاست كه پرداختن به آنها، مردم را به خدا و دین نزدیك می‎كند. یكی از آن كارها، همین عزاداری‎های سنّتی است كه باعث تقرّب بیشتر مردم به دین می‎شود. این كه امام فرمودند: « عزاداری سنّتی بكنید» به خاطر همین تقریب است. در مجالس عزاداری....


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 22 فروردین1387ساعت 10:40 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

شهید <span style='background-color:yellow'>صیاد شیرازی</span>

دو راه داری: یا می‌توانی مثل همه‌ باشی که می‌ریزند و می‌پاشند و دغدغه نان ندارند. در این صورت می‌توانی به خودت بگویی حالا که من فرمانده‌ام و همه گوش به فرمان من‌اند، اصلاً کم نامی یعنی چی؟ یا این که می‌توانی خودت را بیندازی وسط میدان، تن به بلا بسپاری، غم دیگران را گوشه دلت قاب کنی و بدون گلایه از ...


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 8:33 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

سلام دوستان

پیش از هرچیز۲۰ فروردین سالروز ایران هسته ای رو به همه خصوصا سفید جامگان سازمان انرژی هسته ای تبریک می گم

ولی گذشته از اینها یکی از خوانندگان وبلاگ یه تلنگر بزرگ بهم زد

طوری که شاید یه ۳۰ دقیقه ای توی فکر بودم

دوستمون خواسته بود از علمدار خمینی حاج حسین خرازی بگم

فرمانده لشکر مقدس ۱۴ امام حسین که در قطعه ای از بهشت به ملکوت پر کشید

حالا شاید از خودتون بگین چه ربطی بین  تلنگر و شهدا هست ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

از این ناراحت شدم که من در مورد  اکثر موضوعات وقت گذاشتم ولی در مورد شهدا...

از امروز بخشی به عنوان یاد یاران باز کردم که مخصوص شهدایمان هست تا شاید بتوانم دین خودم را به شهدا ادا کنم

پس با علمدار خمینی شروع می کنم :

                                          

روز جمعه ماه محرم سال 1336 در یكی از محله‌های مستضعف نشین اصفهان به نام «كوی كلم» خانواده با ایمان خرازی مفتخر به قدوم سربازی از عاشقان اباعبدالله (ع) گشت. هوش و ادب، زینت بخش دوران كودكی او بود و در همان ایام همراه پدر به نماز جماعت و مجالس دینی راه یافت و به تحصیل علوم در مدرسه‌ای كه معلمان آنجا افرادی متعهد بودند، پرداخت. اكثر اوقات پس از تكالیف مدرسه به مسجد محله به نام مسجد «سید» رفته با صدای پرطنینش اذان و تكبیر می‌گفت.

حسین در دوران فراگیری دانش كلاسیك لحظه‌ای از آموزش مسایل دینی غافل نبوده و در آغاز دوران نوجوانی گرایش زیادی به مطالعه خبرها و كتب اسلامی‌ و انقلابی داشت و به تدریج با امور سیاسی نیز آشنا شد. در سال 1355 پس از اخذ دیپلم طبیعی برای طی دوران سربازی به مشهد اعزام گشت. او ضمن گذراندن دوران خدمت، فعالانه به تحصیل علوم قرآنی در مجامع مذهبی مبادرت ورزید. از همان روزهای اول انقلاب در كمیته دفاع شهری مسئولیت پذیرفت و برای مبارزه با ضد انقلاب داخلی و جنگهای كردستان قامت به لباس پاسداری آراست و لحظه‌ای آرام نگرفت. یك سال صادقانه در این مناطق خدمت كرد و مأموریتهای محوله او را راهی گنبد نمود.

با شروع جنگ تحمیلی به تقاضای خودش راهی خطه جنوب شد و در اولین خط دفاعی مقابل عراقیها در منطقه دارخوین مدت نه ماه، با تجهیزات جنگی و امكانات تداركاتی بسیار كم استقامت كرد و دلاورانی قدرتمند تربیت نمود. در سال 1360 پس از آزادسازی بستان تیپ امام حسین (ع) را رسمیت داد كه بعدها با درخشش او و نیروهایش در رشادتها و جانفشانی‌ها، به لشگر امام حسین (ع) ارتقا یافت. حسین شخصاً به شناسایی می‌رفت و تدبیر فرماندهی‌اش مبنی بر اصل غافلگیری و محاصره بود حتی در عملیات والفجر 3 و 4 خود او شب تا صبح عملیات در خاكریزش شركت داشت و در تمامی‌ عملیاتها پیشقدم بود. حسین قرآن را با صدای بسیار خوب تلاوت می‌كرد و با مفاهیم آن مأنوس بود. او علاوه بر داشتن تدبیر نظامی‌، شجاعت كم‌نظیری داشت. معتقد به نظم و ترتیب در امور و رعایت انضباط نظامی‌ بود و در آموزش نظامی‌ و تربیت نیروهای كارآمد اهتمام می‌ورزید. حساسیت فوق‌العاده و دقت زیادی در مصرف بیت‌المال و اجرای دستورات الهی داشت.

از سال 1358 تا لحظه آخر حضورش در صحنه مبارزه تنها ایام مرخصی كاملش هنگام زیارت خانه خدا بود. (شهریور ماه سال 1365) در سایر موارد هر سال یكبار به مرخصی می‌آمد و پس از دیدار با خانواده شهدا و معلولین، با یاران باوفایش در گلستان شهدا به خلوت می‌نشست و در اسرع وقت به جبهه باز می‌گشت. در طول مدت حضورش در جبهه 30 تركش میهمان پیكر او شد و در عملیات خیبر دست راستش را به خدا هدیه كرد. اما او با آنكه یك دست نداشت برای تامین و تداركات رزمندگان در خط مقدم تلاش فراوان می‌نمود. در عملیات كربلای 5 زمانی كه در اوج آتش توپخانه دشمن، رساندن غذا به رزمندگان با مشكل مواجه شد حاج حسین خود پیگیر این امر گردید و انفجار خمپاره‌ای این سردار بزرگ را در روز جمعه 8/12/1365 به سربازان شهید لشگر امام حسین (ع) پیوند داد و روح عاشورایی او به ندبه شهادت، زائر كربلا گشت و بنا به سفارش خودش در قطعه شهدا و در میان یاران بسیجی‌اش میهمان خاك شد.

سخنان مقام معظم رهبری در مورد شهید خرازی

بسم الله الرحمن الرحیم 

سردار رشید اسلام و پرچمدار جهاد و شهادت، برادر شهید، حاج حسین خرازی به لقاء الله شتافت و به ذخیره ای از ایمان و تقوا و جهاد و تلاش شبانه روزی برای خدا و نبردی بی امان با دشمنان خدا، در آسمان شهادت پرواز كرد و بر آسمان رحمت الهی فرود آمد. او كه در طول 6  سال جنگ قله هایی از شرف و افتخار را فتح كرده بود اینك به قله رفیع شهادت دست یافته است و او كه هل من ناصر ینصرنی زمان را با همه وجود لبیك گفته بود اكنون به زیارت مولایش امام حسین (ع) نایل آمده است و او كه در جمع یاران لشگر سرافراز امام حسین (ع) عاشقانه به سوی دیار محبوب می‌تاخت، پیش از دیگر یاران، به منزل رسیده و به فوز دیدار نایل آمده است. آری، او پاداش جهاد صادقانه خود رااكنون گرفته و با نوشیدن جام شهادت سبكبال، در جمع شهدا و صالحین درآمده است. زندگی و سرنوشت این شهید عزیز و هزاران نفس طیبه‌ای كه در این وادی قدم زده‌اند، صفحه درخشنده‌ای ازتاریخ این ملت است. ملتی كه در راه اجرای احكام خدا و حاكمیت دین خدا و دفاع از مستضعفین و نبرد با مستكبرین، عزیزترین سرمایه خود را نثار می‌كند و جوانان سرافرازش پشت پا به همه دلبستگی‌های مادی زده پای در میدان فداكاری نهاده و با همه توان مبارزه می‌كنند و جان بر سر این كار می‌گذارند. چنین ملتی بر همه موانع فائق خواهد آمد و همه دشمنان را به زانو در خواهد آورد. ما پس از هشت سال دفاع مقدس همه جانبه و 6 سال تحمل جنگ تحمیلی، نشانه‌های این فرجام مبارك را مشاهده می‌كنیم و یقینا نصرت الهی در انتظار این ملت مؤمن در مبارزه ایثارگر است...

سید علی خامنه‌ای10/12/1365

وصیت نامه  شهید

خطاب به فرماندهان و رزمندگان اسلام:

- ما لشگر امام حسینیم، حسین وار هم باید بجنگیم، اگر بخواهیم قبر شش گوشه امام حسین (ع) را در آغوش بگیریم كلامی‌ و دعایی جز این نباید داشته باشیم: «اللهم اجعل محیای محیا محمد و آل محمد و مماتی ممات محمد و آل محمد.»

- اگر در پیروزی‌ها خودمان را دخیل بدانیم این حجاب است برای ما، این شاید انكار خداست.

- اگر برای خدا جنگ می‌كنید احتیاج ندارد به من و دیگری گزارش كنید. گزارش را نگه دارید برای قیامت. اگر كار برای خداست گفتنش برای چه؟

- در مشكلات است كه انسانها آزمایش می‌شوند. صبر پیشه كنید كه دنیا فانی است و ما معتقد به معاد هستیم.

- هر چه كه می‌كشیم و هر چه كه بر سرمان می‌آید از نافرمانی خداست و همه ریشه در عدم رعایت حلال و حرام خدا دارد.

- سهل‌انگاری و سستی در اعمال عبادی تاثیر نامطلوبی در پیروزی‌ها دارد.

- همه ما مكلفیم و وظیفه داریم با وجود همه نارسایی‌ها بنا به فرمان رهبری، جنگ را به همین شدت و با منتهای قدرت ادامه بدهیم زیرا ما بنا بر احساس وظیفه شرعی می‌جنگیم نه به قصد پیروزی تنها.

- مطبوعات ما جنگ را درشت می‌نویسد، درست نمی‌نویسد.

- مسأله من تنها جنگ است و در همانجا هم مسأله من حل می‌شود.

- همواره سعی‌مان این باشد كه خاطره شهدا را در ذهنمان زنده نگه داریم و شهدا را به عنوان یك الگو در نظر داشته باشیم كه شهدا راهشان راه انبیاست و پاسداران واقعی هستند كه در این راه شهید شدند.

- من علاقمندم كه با بی‌آلایشی تمام، همیشه در میان بسیجی‌ها باشم و به درد دل آنها برسم.

وصیت نامه اول:

... از مردم می‌خواهم كه پشتیبان ولایت فقیه باشند، راه شهدای ما راه حق است، اول می‌خواهم كه آنها مرا بخشیده و شفاعت مرا در روز جزا كنند و از خدا می‌خواهم كه ادامه‌دهنده راه آنها باشم. آنهایی كه با بودنشان و زندگی‌شان به ما درس ایثار دادند. با جهادشان درس مقاومت و با رفتنشان درس عشق به ما آموختند. از مسئولین عزیز و مردم حزب‌الهی می‌خواهم كه در مقابل آن افرادی كه نتوانستند از طریق عقیده، مردم را از انقلاب دور و منحرف كنند و الان در كشور دست به مبارزه دیگری از طریق اشاعه فساد و فحشا و بی‌حجابی زده‌اند در مقابل آنها ایستادگی كنید و با جدیت هر چه تمامتر جلو این فسادها را بگیرید.

وصیت نامه دوم :

استغفرالله، خدایا امان از تاریكی و تنگی و فشار قبر و سوال نكیر و منكر در روز محشر و قیامت، به فریادم برس. خدایا دلشكسته و مضطرم، صاحب پیروزی و موفقیت تو را می‌دانم و بس. و بر تو توكل دارم. خدایا تا زمان عملیات، فاصله زیادی نیست، خدایا به قول امام خمینی [ره] تو فرمانده كل قوا هستی، خودت رزمندگان را پیروز گردان، شر مدام كافر را از سر مسلمین بكن. خدایا! از مال دنیا چیزی جز بدهكاری و گناه ندارم. خدایا! تو خود توبه مرا قبول كن و از فیض عظمای شهادت نصیب و بهره‌مندم ساز و از تو طلب مغفرت و عفو دارم ... می‌دانم در امر بیت المال امانتدار خوبی نبودم و ممكن است زیاده‌روی كرده باشم، خلاصه برایم رد مظالم كنید و آمرزش بخواهید.

والسلام

حسین خرازی - 1/10/1365

خاطراتی چند از شهید :

جنگ را فراموش نكنی

حسین خرازی تصمیم به ازدواج گرفته بود و برای عمل به این سنت نبوی از مادر من مدد جست، او با مزاح به مادرم گفته بود كه: «من فقط 50 هزار تومان پول دارم و می‌خواهم با همین پول خانه و ماشین بخرم و زن هم بگیرم!» بالاخره مادرم پس از جستجوی بسیار، دختری مؤمنه را برایش در نظر گرفت و جلسه خواستگاری وی برقرار شد و آن دو به توافق رسیدند. او كه ایام زندگی‌اش را دائماً در جبهه سپری كرده بود اینك بانویی پارسا را به همسری برمی‌گزید. مراسم عقد آنها در حضور رهبر كبیر انقلاب امام خمینی (ره) برگزار شد. لباس دامادی او پیراهن سبز سپاه بود. دوستانش به میمنت آن شب فرخنده یك قبضه تیربار گرنیوف را به همراه 30 فشنگ، كادو كرده و به وی هدیه دادند و بر روی آن چنین نوشتند: «جنگ را فراموش نكنی!» فردا صبح حسین تیربار را به پادگان بازگرداند و به اسلحه‌خانه تحویل داد و با تكیه بر وجود شیرزنی كه شریك زندگی او شده بود به جبهه بازگشت.

راوی:همرزم شهید

عشق عاقل

در عملیات خیبر، دشمن منطقه را با انواع و اقسام جنگ افزارها و بمبهای شیمیایی مورد حمله قرار داده بود. حسین در اوج درگیری به محلی رسید كه دشمن آتش بسیار زیادی روی آن نقطه می‌ریخت. او به یاری رزمندگان شتافت كه ناگهان خمپاره‌ای در كنارش به فریاد نشست و او را از جا كند و با ورود جراحتی عمیق بر پیكر خسته‌اش، دست راست او قطع گردید. در آن غوغای وانفسا، همهمه‌ای بر پا شد. «خرازی مجروح شده! امیدی بر زنده ماندنش نیست.» همه چیز مهیا گردید و پیكر زخم خورده او به بیمارستان یزد انتقال یافت. پس از بهبودی، رازی را برای مادرش بازگو كرد كه هرگز به كس دیگری نگفت: «حالم هر لحظه وخیمتر می‌شد تا اینكه یك شب، بین خواب و بیداری، یكی از ملائك مقرب درگاه الهی به سراغم آمد و پرسید: «حسین! آیا آماده رفتن هستی، یا قصد زنده ماندن داری؟» من گفتم: «فعلاً میل ماندن دارم تا با آخرین توان، به مبارزه در راه دین خدا ادامه دهم.» به همین جهت او تا لحظه آخر، عنان اختیار بر گرفت و هرگز از وظیفه‌اش غافل نماند.

راوی:مادر شهید

دعوت پرفیض

حسین دو روز قبل از شهادتش گفت: «خودم را برای شهید شدن كاملاً آماده كرده‌ام.» او كه روحی متلاطم از عشق خدمت به سربازان اسلام داشت وقتی متوجه شد ماشین غذای رزمندگان خط مقدم در بین راه مورد اصابت گلوله دشمن قرار گرفته است به شدت ناراحت شد و با بیسیم از مسئولین تداركات خواست تا هر چه زودتر، ماشین دیگری بفرستند و نتیجه را به او اطلاع دهند. پس از گذشت چند ساعتی ماشین جلوی سنگر ایستاد و حاج حسین در حالی كه دشمن منطقه را گلوله باران می‌كرد برای بررسی وضعیت ماشین از سنگر خارج شد. یكی از تخریب‌چی‌ها در حال مصاحفه با او می‌خواست پیشانی‌اش را ببوسد كه ناگهان قامت چون سرو حسین بر زمین افتاد. اصلاً باورم نمی‌شد حتی متوجه خمپاره‌ای كه آنجا در كنارمان به زمین خورد، نشدم. بلافاصله سر را بلند كردم. تركشهای موثر و درشتی به سر و گردن او اصابت كرده بود. هشتم اسفند سال 1365 بود و حاج حسین از زمین به سوی آسمان پركشید و پیشانی او جایگاه بوسه عرشیان گشت

منبع:كتاب سیمای سرداران شهید

آخرین دیدار

در مدت جنگ من و پسرم 2 همرزم بودیم. حسین فرمانده لشگر بود و من اغلب به امور تداركاتی و امدادگری می‌پرداختم. اول اسفند سال 1365 به بیمارستان شهید بقایی اهواز آمد و در حالی كه با همان یك دست رانندگی می‌كرد در حین گشت داخل شهر، شروع به صحبت كرد: «بابا من از شما خیلی ممنونم چون همه از شما راضی هستند به خصوص رییس بیمارستان، مرحبا بابا، سرافرازم كردی.» من كه سربازی در خدمت اسلام بودم گفتم: «هر چه انجام داده‌ام وظیفه‌ای در راه نظام مقدس جمهوری اسلامی بوده، كار من در مقابل این خدمت و فداكاری كه تو انجام می‌دهی، هیچ است و اصلاً قابل مقایسه نیست.» این آخرین دیدار ما بود و سالهاست كه مشام جان من از عطر خوش صحبتهای حسین در آن روز معطر است

راوی:پدر شهید

راننده قایق

یك روز قرار بود تعدادی از نیروهای لشگر امام حسین (ع) با قایق به آن سوی اروند بروند. حاج حسین به قصد بازدید از وضع نیروهای آن سوی آب، تنهایی و به طور ناشناس در میان یكی از قایقها نشست و منتظر دیگران بود. چند نفر بسیجی جوان كه او را نمی‌شناختند سوار شده، به او گفتند: «برادر خدا خیرت بدهد ممكن است خواهش كنیم ما را زودتر به آن طرف آب برسانی كه خیلی كار داریم.» حاج حسین بدون اینكه چیزی بگوید پشت سكان نشست، موتور را حركت داد. كمی‌ جلوتر بدون اینكه صورتش را برگرداند سر صحبت را باز كرد و گفت: «الان كه من و شما توی این قایق نشسته‌ایم و عرق می‌ریزیم، فكر نمی‌كنید فرمانده لشگر كجاست و چه كار می‌كند؟» با آنكه جوابی نشنید، ادامه داد: «من مطمئنم او با یك زیرپوش، راحت داخل دفترش جلوی كولر نشسته و مشغول نوشیدن یك نوشابه تگری است! فكر می‌كنید غیر از این است؟» قیافه بسیجی بغل دستی او تغییر كرد و با نگاه اعتراض‌آمیزی گفت: «اخوی حرف خودت را بزن». حاج حسین به این زودی‌ها حاضر به عقب‌نشینی نبود و ادامه داد. بسیجی هم حرفش را تكرار كرد تا اینكه عصبانی شد و گفت: «اخوی به تو گفتم كه حرف خودت را بزن، حواست جمع باشه كه بیش از این پشت سر فرمانده لشگر ما صحبت نكنی اگر یك كلمه دیگر غیبت كنی، دست و پایت را می‌گیرم و از همین جا وسط آب پرتت می‌كنم.» و حاج حسین چیزی نگفت. او می‌خواست در میان بسیجی باشد و از درد دلشان با خبر شود و اینچنین خود را به دست قضاوت سپرد

راوی :حسن شریعتی

قلب جبهه‌های غرب و جنوب از ابتدا در حضور عاشقانه او می‌تپید و جبهه مجذوب تكاپوی خالصانه‌اش، برگی زرین از آغاز تا انتها را نقش داد.

نام عملیات

تاریخ عملیات

مسوولیت شهید

1

 ثامن الائمه

05 /07/1360

فرماندهی محور

2

 طریق القدس

08 /09/1360

فرماندهی محور

3

 فتح المبین

02 /01/1361

فرماندهی تیپ امام حسین (ع)

4

 بیت المقدس

10 /02/1361

فرماندهی تیپ امام حسین (ع)

5

 رمضان

23 /04/1361

معاونت عملیات سپاه سوم

6

 محرم

10 /08/1361

معاونت عملیات سپاه سوم

7

 والفجر مقدماتی

17 /11/1361

معاونت عملیات سپاه سوم

8

 والفجر 1

21 /01/1362

معاونت عملیات سپاه سوم

9

 والفجر 2

29/04/1362

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

10

 والفجر 3

07/05/1362

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

11

 والفجر 4

27/07/1362

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

12

 خیبر

03/12/1362

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

13

 بدر

19/12/1363

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

14

 والفجر 8

20/11/1364

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

15

 كربلای 4

03/10/1365

فرمانده لشگر امام حسین (ع)

 

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 فروردین1387ساعت 10:39 قبل از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

 

قمه

قمه‎زنی مراسمی است که در بعضی شهرستان‎ها و بلاد شیعی و توسط برخی از عزاداران امام حسین علیه السلام اجرا می‎شود و در تأسی به مجروح و شهید شدن سیدالشهداء (علیه السلام) و شهیدان کربلا و به عنوان اظهار آمادگی برای خون دادن و سر باختن در راه امام حسین علیه السلام انجام می‎گیرد. شرکت کنندگان در این مراسم، صبح زود روز عاشورا، با پوشیدن لباس سفید و بلندی همچون کفن، به صورت دسته جمعی قمه بر سر می‎زنند و خون، از سر بر صورت و لباس سفید جاری می‎شود. بعضی هم برای قمه‎زنی نذر می‎کنند، برخی هم چنین نذری را درباره کودکان خردسال انجام می‎دهند و بر سرِ آنان تیغ می‎زنند، تا از محل آن خون جاری گردد.

در اینجا به توصیف صحنه‎هایی از دسته قمه‎زنی در شهر کاظمین به نقل از کتاب «تراژدی کربلا» می‎پردازیم:

گروه سرشکافته و خون‎آلود قمه‎زنان، چنان منظره دهشتناکی پدید می‎آورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچیان را فرا می‎گیرد... خون، با نخستین ضربه فوران می‎زند؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان می‎آیند که ضربه‎های محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری می‎سازند.

«روز عاشورا در بیشتر شهرها و روستاهای عراق، روز حزن و اندوه و سوگ است. دیدگان اشکبار و رنگ سیاه پرچم‎ها و چهره‎های خاک آلود، در همه جا به چشم می‎خورد؛ تنها کفن‎های قمه‎زنان به رنگ سفید و با لکه‎هایی از خون دیده می‎شود. مردانی که شعار «فداییان حسین» را بر کفن‎ها نگاشته، قمه، شمشیر و یا خنجری بر دستان گرفته و بر سرهای تراشیده خود زخم‎هایی گاه بسیار عمیق و شدید وارد می‎آورند. دسته بیضوی شکل آنها با عبور از خیابان اصلی کاظمین به حرم وارد می‎شود ... عزاداران با رسیدن به حرم کاظمین، با حماسه بسیار، فریاد «حیدر ... حیدر» سر می‎دهند و با هر ضربه طبل و نوای شیپور، ضربه‎ای بر فرق سر می‎زنند. گاه این ضربه‎ها چنان شدید است که فرق سر را شکافته و خون بسیاری از آن جاری می‎سازد. در برخی موارد نیز افراد از هوش رفته و بر زمین می‎افتند و یا از شدت ضربه‎ها جان می‎دهند ...

گروه سرشکافته و خون‎آلود قمه‎زنان، چنان منظره دهشتناکی پدید می‎آورند که وحشت و اندوه، سراسر وجود تماشاچیان را فرا می‎گیرد... خون، با نخستین ضربه فوران می‎زند؛ اما گاه برخی آنچنان به شور و هیجان می‎آیند که ضربه‎های محکمی بر سر فرود آورده و خون بیشتری از سر خود جاری می‎سازند. برخی نیز با سطح قمه بر سر ضربه می‎زنند تا خطر کمتری برایشان داشته باشد. قمه‎زنان بلافاصله پس از پایان مراسم به حمام‎های عمومی رفته و پس از مداوای زخم‎هایشان به شیوه‎ای سنتی، خود را شسته و بهبود می‎یابند. آماده‎سازی قمه‎ها و کفن‎ها و گروه‎های موزیک و دیگر لوازم مورد نیاز، بر عهده هیئت‎های عزاداری است. جمع‎آوری کمک‎های مردمی و دادن مبلغی به شاعر، نوحه‎خوان، سخنران و دیگر مخارج نیز بر عهده هیأت‎ها است.» (1)

قمه‎زنی نیز مثل شبیه‎خوانی، از دیرباز مورد اختلاف نظر علما و پیروان و مقلدین آنان بوده و به استفتاء و افتاء مبنی بر جواز یا عدم جواز آن می‎پرداخته‎اند.


+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 12:37 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

قمه

در مورد منشا اصلی قمه‎زنی، اقوال مختلفی وجود دارد؛(1) اما آنچه که بیشتر از همه مستند و قابل اثبات است، این است که تیغ‎زنی و قمه‎زنی رسومی عاریتی‎اند که از جانب ترک‎های آذربایجان به فارس‎ها و اعراب منتقل شده‎اند. (2)

نویسنده عراقی الاصل کتاب «تراژدی کربلا» نیز بر این ....


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  شنبه 17 فروردین1387ساعت 12:35 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

در جاهلیتی به سر می بریم كه همه چیز وهمه كس بازیچه دست تمسخر و الحاد است؛ سردمداران شرك و نفاق، امروز چون ابوسفیان های دیروز كمر به هجو و حذف اسلام بسته اند. دیری است كه دشمنان قسم خورده اسلام، یاوه سرایانه و دیوانه رفتار بر‌محمد (ص)؛ پیامبرآب و آیینه، رسول پاكی و آزادگی، گستاخی می كنند.

سران كفر در جاهلیت مدرن بر ساحت قدسی پیامبرِ هدایت و رحمت اهانت و استهزا روا می دارند غافل از اینكه هتاكیشان را عذاب سخت الهی در كمین است كه:

"ولقد استهزیء برسل من قبلک فحاق بالذین سخروا منهم ما کانوا به یستهزون" (انعام/10)   

چه باطل اندیش اند اینان كه گمان برده اند خاك بر چهره خورشید می توانند افشاند و با سلاح جهالت به مصاف رو شنایی می توان رفت. لیكن شب به اراده شب پرستان نمی ماند و آفتاب روشنی بخش اسلام از پس ابرهای تیره و ظلمت زای جهالتشان خواهد تابید.

."هو الذی ارسل رسوله بالهدی و دین الحق لیظهره علی الدین كله و لو كره المشركون" (توبه/33).

اینك ای مسلمان! چه جای نشستن؛ كه سكوت تلخ تو در قبال این فتنه برخاسته از آل استكبار، خود گناهی نابخشودنی و كفری آشكار است. اكنون برخیز كه هنگامه غیرت است


+ نوشته شده در  جمعه 16 فروردین1387ساعت 7:48 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

<span style='background-color:>محرم</span>

یکی از مسائل بحث برانگیر و مورد تحقیق بسیاری از افراد (خصوصا مسلمانان)، مسئله انطباق تاریخ‎های قمری و شمسی بر یکدیگر است. زیرا تاریخچه وقایع تاریخی اسلام بر مبنای تقویم قمری بیان شده و در بعضی موارد برای ما شاید مهم است که بدانیم هر یک از این تاریخ‎ها بر چه تاریخ شمسی منطبق است؟ مثلا واقعه عاشورا در کدام فصل سال و به عبارت دقیق‎تر در کدام تاریخ شمسی روی داده است؟ بررسی این مسئله چند راه حل دارد که عبارتند از: روش بررسی تاریخی و روایتی، روش محاسبات تقریبی، روش محاسبات دقیق نجومی و ... .


ادامه مطلب

+ نوشته شده در  پنجشنبه 15 فروردین1387ساعت 6:54 بعد از ظهر

نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: | 

کلیه ی حقوق این وبلاگ متعلق به نویسنده ی آن است.
طراحی شده توسط : پایگاه خبری-تحلیلی رئیس جمهور ما