سلام آره منم مزاحم همیشگی
نمیخواستم بیام ولی نمی دونم چی شد از صبح ساعت ۶ که بیدار شدم دیگه خوابم نبرد همش به یاد وبلاگم بودم خاطراتی که از اون دارم کلی گریه کردم و باز می خوام شروع کنم
تا دیروز از حسن نوشتم از یوسف فاطمه از فراق و از فرهنگ عاشورا ولی از امروز می خوام انتقام بگیرم
از دشمنان از یزید زمان از می خوام ندای هل من ناصر حسین زمان را به گوش ملت برسونم
می دونم خیلی سخته ولی خودشون باید کمکم کنن
چطور موقع یادواره های شهدا که می شه کمکم می کنن پس الان هم باید کمکم کنن
حرف یادمان شهدا شد اینم بگم افتخار هفتمین یادمان هم امسال نصیبم شد
ولی اینبار از یه پایگاه دیگه ازم درخواست کمک کردن و قرار نماهنگ هاشون را واسشون بسازم
چند روز پیش فرمانده پایگاه منتظران شهادت (حر) ازم خواست به کمکشون برم واین چیزی جز عنایت و خادمی شهدا نیست و برای همین اسم خودم رو گذاشتم " خادم الشهدا "و به این اسم افتخار می کنم و با یاد و خاطره شهدا و به امید کمک شهدا دوباره شروع می کنم
به امید روزی که انتظار فرج آقا مهدیمون مد بشه
+ نوشته شده در دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 11:46 قبل از ظهر
سلام دوستان من
یکی بود یکی نبود روزای اولی بود که پرشین بلاگ اولین سرویس وبلاگ فارسی رو راه انداخته بود که بنده حقیر نفر پنجم ثبت نام کننده بود
این مسئله برمی گرده به سال ۱۳۸۱ که وبلاگ نویسی رو از طریق دوست دانشجویم کیاوش که اهل شیراز بود شروع کردم و عنوان وبلاگم " اولین وبلاگ بافق " بود یه وبلاگ تخصصی برای صنعت خودرو بود
و روزها گذشت که نمی دونم چی شد زدم توی خط مطالب مذهبی اونم کی؟ زمانی که همه داشتند برای عشق های زمینی می نوشتن من از عشق آسمونی گفتم
اولا مشتری نداشت و لی به حول قوه الهی الان همه توی خط دین و دیانت هستند که خودش جای تحسین داره و واقعا از کسانی که در این راه تلاش می کنن باید تشکر کرد
منم با این وب به چند مقام استانی رسیدم
اولی وبلاگ های آموزش و پرورش منطقه یزد
رتبه اول وبلاگ نویسی عاشورا
رتبه سوم وبلاگ نویسی کشوری جمکرانیان
و
رتبه اول وبلاگ نویسی سوگواره عاشورایی بنیاد شهید استان یزد
یه روزی می دونستم که باید بکشم خاکی جوری که از صحنه وبلاگ نویسی محو شوم به دوستام هم گفته بودم ولی اینقدر عشقم را به وبلاگ نویسی زیاد می دونستن که این حرفم را به تمسخر می گرفتن
ولی بالاخره اون روز فرا رسید
و با افتخار ولی پر از اندوه کنار می کشم
افتخار واسه اینکه از حسین(ع) و اولیای حسین (ع) گفتم و اندوه اینکه چرا نمی تونم ادامه بدم
خیلی میخواهم ولی موقعیت جور نیست
امید وارم که تونسته باشم دینم را ادا کرده باشم
یا حق
+ نوشته شده در شنبه 14 اردیبهشت1387ساعت 6:36 بعد از ظهر

صاحبنظران جنگ هاي هوايي شهيد شيرودي را « نامدارترين خلبان جهان» ناميده اند . وي هنگام هجوم به دشمن با هليکوپتر به صورت مايل شيرجه مي رفت و دشمن را زير رگبار گلوله مي گرفت و مثل جت جنگنده فانتوم مانور مي داد.
به گزارش خبرگزاري مهر، شهيد علي اکبر شيرودي در ديماه 1334 در روستاي بالاشيرود تنکابن در استان مازندران چشم به جهان گشود . پدر اين شهيد بزرگوار در مورد خوابي که پيش از بدنيا آمدن علي اکبر ديده ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه 8 اردیبهشت1387ساعت 8:28 بعد از ظهر

... مفضل بن عمر میگوید:
پایان روز بود. در “روضه “، میان قبر و منبر رسول خدا صلی الله علیه و آله نشسته بودم و درباره شرافت و فضیلتهای خدادادی و برتری جایگاه رفیعش كه همه امت نسبت به آنها آگاه نبودند، میاندیشیدم.
در این حال بودم كه ناگاه “ابن ابی العوجأ” وارد شد و در جایی نشست كه میتوانستم سخنش را بشنوم. آنگاه یكی از یارانش نزد او رسید و نشست. ابن ابی العوجأ لب به سخن ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در پنجشنبه 5 اردیبهشت1387ساعت 7:14 بعد از ظهر

سلام بچه ها من هر وقت كه بخشی از این كتاب مفضل را میخوانم همچنان كه از این همه هنر و تكنولوژی در بهت و حیرت فرو میروم، بی اختیار خدا را شكر می كنم و در آن لحظه حس زیبایی تمام درونم را پر میكند كه من چقدر خدایم را دوست دارم.
* * * * *
شگفتیهای ابزارهای دهان در بیان امام صادق علیه السلام:
تو را از شیوه سخن گفتن با دستگاه صوتی و چگونگی ادای حروف آگاه كردم. اما باز فواید دیگری در این اعضا نهفته كه تو سخت بدانها نیازمندی.
“نای “ مسیر جریان مداوم هوا و وسیله خنك كننده قلب است. اگر این جریان اندكی قطع گردد. چه بسا آدمی در هلاكت افتد. با زبان مزهها از هم باز شناخته میشود. شیرین از تلخ، ترش از ملس، شور از شیرین، و خوشمزه از بدمزه، جدا میشود. با این همه جریان فرو بردن غذا و مایعات را آسان میگرداند.
دندانها نیز (گذشته از نقش آنها در ادای حروف) غذا را میجوند تا نرم گردد و براحتی فرو رود. نیز برای لبها مانند تكیه گاهی است كه آنها را از درون دهان نگه میدارد. بی شك افرادی را دیدهای كه به خاطر نداشتن دندان، لبهایی ناثابت و لرزان دارند. انسان با لبها نوشیدنیها را میمكد تا یكدفعه ریخته نشود و بتدریج و با اندازه وارد شكم شود تا در گلوی نوشنده بند نشود و یا درون را نیازارد. لبها همچنین برای دهان چون دو درِ بسته هستند كه انسان هرگاه كه خواست، آنها را میگشاید و هرگاه خواست میبندد.
با آنچه كه گفتیم معلوم گشت كه هر كدام از این اعضا دارای منافع گوناگونی هستند. همچنانكه ابزارها در چند كار به كار آید؛ مثلا “تیشه “ در نجاری، كندن و جز آنها استفاده میشود.
اگر موانع كنار میرفت و مغز را میدیدی، در مییافتی كه به حایلها و لایههای مختلف پوشیده شده تا ثابت ماند و از حوادث آسیبی نبیند. جمجمه نیز كلاه خودی است كه مغز را از آسیب پذیری در برابر ضربهها و صدمات نگاه میدارد. نیز سر انسان با انبوهی از مو پوشیده شده تا پوستینی برای سر باشد و آن را از گرما و سرمای شدید حفظ كند. براستی جز كسی كه مغز را آفریده و منشأ فرماندهی احساس قرارش داده و به خاطر بلند مرتبه بودنش در بدن و حساس و خطیر بودن موقعیت آن، آن را سزاوار حفظ و نگاهداری نموده چه كسی آن را اینگونه در دژی مستحكم قرار داده است؟
با تصرف از كتاب: توحید مفضل؛ ترجمهی نجفعلى میرزایى
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 7:14 بعد از ظهر
و اما ادامه مبحث خمس:

خمس، غير از عرصههاي فردي، بر اجتماع و نهادهاي آن نيز تأثيرات شگرفي دارد كه در اينجا بعضي از آنها را بر ميشمريم:
1 - تقويت حكومت اسلامي
وقتي خمس پرداخت ميشود جمع كثيري از سادات از فقر نجات يافته و دستگاههاي تبليغاتي نيازي به بودجه دولتي پيدا نميكنند، در نتيجه حكومت اسلامي تقويت ميشود. به همين دليل بعضي از فقها و مراجع، خمس را بودجه حكومت اسلامي قلمداد كردهاند.
2 - زمينه ساز عدالت اجتماعي
حكمت ديگر خمس و زكات، تعديل ثروت و تأمين عدالت اجتماعي در بعد اقتصادي است. قرآن ميفرمايد: «ما افاء الله علي رسوله من اهل القُري فللّه و للرّسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل كي لا يكون دولةً بين الاغنياء منكم».(13) در اين آيه، دليل اختصاص فيء به پيامبر (صلياللهعليهوآله) و خويشاوندان و يتيمان و مسكينان و در راه ماندگان، براي تعديل ثروت است تا ميان توانگران دست به دست نشود و زمينه عدالت اجتماعي فراهم گردد.
اين آيه، شبيه آيه خمس است. شيعه بر اين باور است كه مقصود از يتيم، مسكين و ابن السبيل، اقرباي رسول خداست، اما اهل سنّت به آن عموميت داده و همه مردم را شامل ميكنند. در هر صورت، اين نوع تقسيم براي اين است كه اموال در دست عده معدودي در گردش نباشد، بلكه ثروت، توزيع و فراگير شود.
يك حديث جالب
روايتي از محمد بن سنان در اين باره رسيده است كه ميگويد: در محضر مولايم امام هشتم در خراسان بودم، مأمون نيز حضور داشت. در همين هنگام به مأمون خبر دادند يكي از صوفي مسلكها دزدي كرده است. مأمون دستور داد او را در مجلس حاضر كردند. مشاهده كرد اين مرد در اثر سجدههاي طولاني پيشانياش پينه بسته است. از وي پرسيد: چگونه با اين نشانههاي خوبي كه داري، مرتكب اين عمل زشت شدهاي؟ مرد صوفي گفت: به دليل اضطرار دست به اين عمل ناپسند زدهام، زيرا تو مرا از حقم كه از خمس و فيء ميرسيد محروم كردهاي. مأمون گفت: تو چه حقي در خمس و فيء (انفال) داري؟ گفت: خداوند متعال خمس را بر شش قسم تقسيم كرده و فرموده است: «و اعلموا انما غنمتم من شيء فان لله خمسه و للرسول ولذي القربي...»(14) و فيء را نيز شش سهم قرار داده است: «ما افاء الله علي رسوله من اهل القري فلله و للرسول و لذي القربي و اليتامي و المساكين و ابن السبيل»(15) و من از در راه ماندگان و مسكين هستم، ولي به حقوقم دسترسي ندارم و اين تو هستي كه مرا از حقم محروم كردهاي. مأمون به امام هشتم عرض كرد: نظر شما چيست؟ امام پس از گفت و گوي مختصري در نهايت فرمودند: او از قرآن دليل آورده است.(16)
حكمت خمس و زكات، تعديل ثروت و تأمين عدالت اجتماعي در بعد اقتصادي است
از اين گفت و گو معلوم ميشود كه در عصر مأمون، خمس هم مانند ساير ماليات جمعآوري ميشده است، چون او هيچگونه انكاري درباره دريافت خمس و فيء نكرده است. ولي با توجه به پاسخ اوليه امام رضا (عليهالسلام) كه فرمود: او ميگويد چون تو دزدي كردهاي من هم دست به دزدي زدهام، مشخص ميشود كه امام مخالف با احتجاج آن مرد صوفي نبوده است؛ يعني مسكينان و در راه ماندگانِ از غير خاندان پيغمبر نيز در خمس، سهمي دارند (سهم امام). بنابر اين ميتوان نتيجه گرفت كه يكي از موارد مصرف خمس تأمين حوايج مسكينان، يتيمان و در راه ماندگان است كه در عصر پيامبر به وسيله آن حضرت مصرف ميشد و در عصر امامان متصدّي اداره آنها شخص امام بود كه از سهم مبارك خود آنان را اداره ميكرد و سهم سادات را به سادات فقير و يتيم و درمانده ميداد. همين مسئوليت در غيبت كبري به وسيله نوّاب عامِ امام زمان (عج)؛ يعني مراجع واقعي تقليد انجام ميگيرد.
وانگهي، آيه «و في اموالهم حق معلوم * للسائل و المحروم»(17) نشان ميدهد كه اين حق معلوم غير از زكات و ماليات است، بلكه مقصود حق نيازمندان است كه نمازگزار و انسان مؤمن در اموالش احساس ميكند و بر خويش لازم ميداند به مستمندان برساند. حق معلوم چيزي نيست كه از سوي خدا و پيامبر (جز در موارد خمس و زكات و كفارات و نذر و عهد) تعيين شده باشد، بلكه حق معلوم زاده وجدان ديني و باورهاي مذهبي و از نوع انفاقهاي مستحب و مؤكّد است، نه از واجبات. مسلمانها از قرآن و سنّت آموختهاند كه بهشت برين در پرتو انفاقها و ايثارهاي مالي و جاني تأمين ميشود. دستگيري از يتيمان و مستمندان، يك فرهنگ اسلامي است و در ادبيات فارسي و عربي نيز انعكاس زيادي دارد.
داني كه را سزد صفت پاكي
آن كو وجود خويش نيالايد
تا مردمان گرسنه و مسكينند
بر مال و جاه خويش نيفزايد
تا بر يتيم جامه نپوشاند
اندام طفل خويش نيارايد

امام باقر (عليهالسلام) ميفرمايد: «لا يحلّ لاحد ان يشتري من الخمس شيئا حتي يصل الينا حقّنا؛(18) براي احدي جايز نيست چيزي از مال خمس نداده خريد و فروش كند، مگر اينكه حق ما را از آن بپردازد.»
امام صادق (عليهالسلام) ميفرمايد: «ان الله لا اله الا هو لمّا حرّم علينا الصدقة انزل لنا الخمس فالصدقة علينا حرام و الخمس لنا فريضة و الكرامة لنا حلال؛(19) تحقيقاً معبودي جز الله نيست. هنگامي كه صدقه و زكات را بر ما حرام كرد خمس را جايگزين آن نمود. پس صدقه بر ما حرام است و خمس بر ما واجب و كرامت بر ما حلال ميباشد.»
وانگهي، زكات يك امتياز مالي است. از امام صادق (عليهالسلام) نقل شده كه فرمود: جمعي از بني هاشم از رسول اكرم (صلياللهعليهوآله) تقاضا كردند كه به آنها مأموريت دهد زكات را گردآوري كنند، زيرا آنها از ديگران بر اين امر سزاوارترند. پيامبر (صلياللهعليهوآله) در پاسخ فرمودند: «يا بني عبدالمطلب [هاشم] ان الصدقة لا تحلّ لي و لا لكم و لكنّي قد وعدت الشفاعة؛(20) صدقه واجب و زكات، بر من و شما حلال نيست، و لكن در عوض من وعده شفاعت ميدهم به كساني كه از زكات استفاده نكنند.»
اگر زكات يك نوع امتياز مالي نبود، بني هاشم چنين استدعايي نداشتند. لازمه تقاضاي آنها اين است كه چون احساس محروميت مضاعفي ميكردند و خمس اموال نيز به دليل اندك بودن و يا عدم جواز بيش از استحقاق و در حد مؤونه نميتوانست نيازهاي اوليه آنها را بر طرف سازد، از اينرو تقاضاي جمع آوري زكات كردند. اما پيامبر (صلياللهعليهوآله) آنها را از اين امر بازداشت، چون زكات از اموال عمومي محسوب ميشود و مخصوص مستمندان غير سيد است. از اينرو مصارف آن نيز در همين راستا قرار دارد و حاكم اسلامي ميتواند هرگونه كه صلاح بداند انفاق كند. به خلاف خمس كه در واقع بودجه حكومت اسلامي است و نميتوان آن را بيحساب مصرف كرد. از سوي ديگر، نيم آن سهم سادات است كه بايد در حد رفع احتياجات و تأمين مخارج يك سال به آنها داده شود و بيش از آن جايز نيست و نيم ديگر سهم امام است كه به مستحقان غير سادات ميرسد.
13) حشر (59) آيه 7.
14) انفال (8) آيه 41.
15) حشر (59) آيه 7.
16) فخر رازي، تفسير كبير ج 16 - 15، ص 166.
17) معارج (70) آيات 25 - 24.
18) الكافي، ج 1، ص 545.
19) من لا يحضره الفقيه، ج 2، ص 41.
20) همان.
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 3:9 بعد از ظهر
سلام چند روزیه دارم در مورد خمس و زکات و آثار اونا تحقیق می کنم واسه همین گفتم شاید واسه شما هم جالب باشه بدونین خمس و زکات اصلا چیه و چرا اسلام خمس و زکات در رتبه نمازو روزه و حتی حج قرارا داده ؟؟
پس این مقاله و مقالات در پی اون رو حتما بخونین
امیدوارم مثل من پی به این مسئله مهم برسید 

به طور كلي ميتوان گفت: پرداخت خمسِ اموال، دو نقش اساسي در زندگي مسلمانها به ويژه شيعيان ايفا ميكند:
1 - مادي (توزيع ثروت بر اساس عدالت اجتماعي)
2 - معنوي ( تهذيب نفس)
عدالت اقتصادي در پرتو بعثت پيامبران
قرآن كريم يكي از مهمترين دلايل اجتماعي بعثت .....
ادامه مطلب
+ نوشته شده در چهارشنبه 4 اردیبهشت1387ساعت 8:9 قبل از ظهر
نانوايي سر کوچه ما هر روز وقتي طاقار اول خمير را در تنور داغ، نان مي کند و مي دهد دست مردم سرد، نگاه که مي کنم به صف نانوايي مي بينم، من و پسر همسايه هنوز با هم مي آييم و مي ايستيم براي خريد نان؛ حالا چه فرقي مي کند اگر ما نانمان را با پنير و ماست و ريحان مي خوريم ....

ادامه مطلب
+ نوشته شده در دوشنبه 2 اردیبهشت1387ساعت 7:56 بعد از ظهر
نوشته شده توسط :خادم الشهدا:: |